صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم

باب

دفتر سوم

نظمیں

دفتر سوم

  1. زندہ رود
  2. »رومی
  3. »مثنوی معنوی
  4. »دفتر سوم

بخش 101–تصورات مرد حازم

The ideas of the prudent man.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 101 - تصورات مرد حازم

En
6 اشعار

بخش 102–دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی

Daqúqí's entreaty and intercession for the deliverance of the ship.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 102 - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی

En
73 اشعار

بخش 103–انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین

How the company (of the Seven) took offence at Daqúqí's invocation and intercession, and flew away and disappeared in the Veil of the Unseen World; and how Daqúqí was bewildered (and did not know) whether they had gone into the air or on the earth.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 103 - انکار کردن آن جماعت بر دعا و شفاعت دقوقی و پریدن ایشان و ناپیدا شدن در پردهٔ غیب و حیران شدن دقوقی کی در هوا رفتند یا در زمین

En
25 اشعار

بخش 104–باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

Explaining further the story of him who in the time of David, on whom be peace, sought to receive (from God) lawful means of livelihood without working or taking trouble, and how his prayer was answered favourably.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 104 - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او

En
9 اشعار

بخش 105–رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام

How both the adversaries went to the prophet David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 105 - رفتن هر دو خصم نزد داود علیه السلام

En
61 اشعار

بخش 106–شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 106 - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه

Enآڈیو
13 اشعار

بخش 107–حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

How David, on whom be peace, gave judgement against the slayer of the cow.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 107 - حکم کردن داود علیه السلام برکشندهٔ گاو

Enآڈیو
7 اشعار

بخش 108–تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

How that person earnestly appealed (to God) against the judgement of David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 108 - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام

Enآڈیو
19 اشعار

بخش 109–در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

How David went into seclusion in order that the truth might be made manifest.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 109 - در خلوت رفتن داود تا آنچ حقست پیدا شود

Enآڈیو
4 اشعار

بخش 110–حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام

How David gave judgement against the owner of the cow, bidding him withdraw from the case concerning the cow; and how the owner of the cow reproached David, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 110 - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی از سر گاو برخیز و تشنیع صاحب گاو بر داود علیه السلام

Enآڈیو
6 اشعار

بخش 111–حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

How David pronounced sentence against the owner of the cow, saying, “Give him (the defendant) the whole of your property.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 111 - حکم کردن داود بر صاحب گاو کی جمله مال خود را به وی ده

Enآڈیو
17 اشعار

بخش 112–عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

How David, on whom be peace, resolved to summon the people to a certain plain, in older that he might disclose the mystery and make an end of all arguments.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 112 - عزم کردن داود علیه السلام به خواندن خلق بدان صحرا کی راز آشکارا کند و حجتها را همه قطع کند

Enآڈیو
13 اشعار

بخش 113–گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

How hands and feet and tongue give evidence concerning the secret of the wicked, even in this world.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 113 - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

Enآڈیو
17 اشعار

بخش 114–برون رفتن به سوی آن درخت

How the people went forth to that tree.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 114 - برون رفتن به سوی آن درخت

En
14 اشعار

بخش 115–قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو

How David, on whom be peace, ordered that retaliation should be taken on the murderer after his conviction.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 115 - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو

En
18 اشعار

بخش 116–بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حساب

Explaining that Man’s fleshly soul is in the position of the murderer who had become a claimant on account of the cow, and that the slayer of the cow is the intellect, and that David is God or the Shaykh who is God’s vicar, by means, of whose strength and support it is possible to kill the wicked (murderer) and be enriched with (spiritual) daily bread that is not earned by labour and for which, there is no reckoning.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 116 - بیان آنک نفس آدمی بجای آن خونیست کی مدعی گاو گشته بود و آن گاو کشنده عقلست و داود حقست یا شیخ کی نایب حق است کی بقوت و یاری او تواند ظالم را کشتن و توانگر شدن به روزی بی‌کسب و بی‌حساب

En
66 اشعار

بخش 117–گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان

How Jesus, on whom be peace, fled to the top of a mountain (to escape) from the fools.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 117 - گریختن عیسی علیه السلام فراز کوه از احمقان

En
30 اشعار

بخش 118–قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان

The story of the people of Sabá and their folly, and how the admonition of the prophets produces no effect upon the foolish.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 118 - قصهٔ اهل سبا و حماقت ایشان و اثر ناکردن نصیحت انبیا در احمقان

En
28 اشعار

بخش 119–شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن

Explaining (what is signified by) the far-sighted blind man, the deaf man who is sharp of hearing, and the naked man with the long skirts.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 119 - شرح آن کور دوربین و آن کر تیزشنو و آن برهنه دراز دامن

En
29 اشعار

بخش 120–صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان

Description of the luxuriance of the city of the Sabaeans and their ingratitude.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 120 - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان

En
12 اشعار

بخش 121–آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا

How the prophets came from God to admonish the people of Sabá.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 121 - آمدن پیغامبران حق به نصیحت اهل سبا

En
41 اشعار

بخش 122–معجزه خواستن قوم از پیغامبران

How the people (of Sabá) demanded miracles from the prophets.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 122 - معجزه خواستن قوم از پیغامبران

En
23 اشعار

بخش 123–متهم داشتن قوم انبیا را

How the people suspected the prophets.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 123 - متهم داشتن قوم انبیا را

En
5 اشعار

بخش 124–حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است

Story of the hares who sent a hare as ambassador to the elephant, bidding him say, ‘I come to thee as the ambassador of the Moon in heaven to bid thee beware of (drinking from) this water-spring,’ as is told in full in the Book of Kalíla (and Dimna).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 124 - حکایت خرگوشان کی خرگوشی راپیش پیل فرستادند کی بگو کی من رسول ماه آسمانم پیش تو کی ازین چشمه آب حذر کن چنانک در کتاب کلیله تمام گفته است

En
16 اشعار

بخش 125–جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را

How the prophets answered their sneers and uttered parables unto them.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 125 - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را

En
31 اشعار

بخش 126–بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

[Explaining that it is not seemly for every one to adduce parables, especially concerning Divine actions.]

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 126 - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

En
10 اشعار

بخش 127–مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 127 - مثلها زدن قوم نوح باستهزا در زمان کشتی ساختن

4 اشعار

بخش 128–حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

Story of the thief who was asked, “What are you doing at the bottom of this wall at midnight?” and replied, “I am beating a drum.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 128 - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

En
7 اشعار

بخش 129–جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان

The answer to the parable which the unbelievers related concerning the hare's being sent as ambassador with a message to the elephant from the Moon in heaven.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 129 - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان

En
35 اشعار

بخش 130–معنی حزم و مثال مرد حازم

The meaning of prudence, and a parable of the prudent man.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 130 - معنی حزم و مثال مرد حازم

En
21 اشعار

بخش 131–وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا

The banefulness of the action of the bird that abandons prudence from (motives of) greed and vain desire.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 131 - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا

En
23 اشعار

بخش 132–حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را

Story of the vow made by the dogs every winter that when next summer comes they will build a house for the winter.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 132 - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را

En
15 اشعار

بخش 133–منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه

How the unbelievers stopped the prophets, on whom be peace, from giving admonition and brought forward Necessitarian arguments.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 133 - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه

En
9 اشعار

بخش 134–جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را

The answer of the prophets, on whom be peace, to the Necessitarians.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 134 - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را

En
8 اشعار

بخش 135–مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را

How the infidels repeated the Necessitarian arguments.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 135 - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را

En
5 اشعار

بخش 136–باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را

How the prophets, on whom be peace, answered them again.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 136 - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را

En
26 اشعار

بخش 137–مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

How the people (of Sabá) repeated their resistance to the (prophets') hope (of converting them and set themselves) against the prophets, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 137 - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

En
7 اشعار

بخش 138–باز جواب انبیا علیهم السلام

How the prophets, on whom be peace, answered them once more.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 138 - باز جواب انبیا علیهم السلام

En
28 اشعار

بخش 139–حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها

The wisdom of (God's) having created Hell in the world hereafter and the prison of (tribulation in) the present world to the end that they may be places of worship for the arrogant (evil-doers): “Come ye willingly or unwillingly.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 139 - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها

En
15 اشعار

بخش 140–بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة

Explaining how God most High has made the bodily form of kings a means of subduing the insolent (sinners) who are not subject to God, just as Moses, on whom be peace, built the Báb-i Saghír in the wall of Jerusalem in order that the insolent (and wicked) men among the Israelites might bow low when they entered in, (according to the text), “Enter the gate, prostrating yourselves, and say ‘hittatun.’”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 140 - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة

En
16 اشعار

بخش 141–قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی

Story of the Súfí's being enamoured of the empty food-wallet.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 141 - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی

En
16 اشعار

بخش 142–مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو

How Jacob, on whom be peace, was privileged to taste the cup of God from the face of Joseph, and inhale the scent of God from the scent of Joseph; and the exclusion of his (Joseph's) brethren and others from both these (privileges).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 142 - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو

En
25 اشعار

بخش 143–حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق

Story of the Amír and his slave who was very fond of the ritual prayer and had a great joy in the ritual prayer and in communing with God.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 143 - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق

En
22 اشعار

بخش 144–نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل

How the prophets lost hope of being accepted and approved by the unbelievers, as God hath said: “Until, when the (Divine) Messengers despaired…”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 144 - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل

En
16 اشعار

بخش 145–بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

Explaining how the faith of the conventional (worldly) man consists in fear and hope.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 145 - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

En
11 اشعار

بخش 146–بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء

Setting forth how the Prophet, on whom be peace, said, “Verily, God most High hath friends who are concealed.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 146 - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء

En
6 اشعار

بخش 147–حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن

The story of Anas, may God be pleased with him: how he cast a napkin into a fiery oven, and it was not burnt.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 147 - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن

En
20 اشعار

بخش 148–قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته

Story of the Prophet's, on whom be peace, coming to the aid of a caravan of Arabs who had been brought to sore straits by thirst and lack of water and had set their minds on death: (both) the camels and the people (of the caravan) had let their tongues drop out (of their mouths from exhaustion).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 148 - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته

En
33 اشعار

بخش 149–مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی

How he (the Prophet) miraculously filled the slave's water-skin with water from the Unseen World and made the face of that negro slave white by permission of God most High.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 149 - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی

Enآڈیو
14 اشعار

بخش 150–دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت

How the master saw his slave white and did not recognise him and said, “Thou hast killed my slave: the murder hath found thee out, and God hath thrown thee into my hands.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش 150 - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت

Enآڈیو
27 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
پچھلا صفحہاگلا صفحہ