صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 145 - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

بخش 145 - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

Explaining how the faith of the conventional (worldly) man consists in fear and hope.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

داعی هر پیشه اومیدست و بوک

گرچه گردنشان ز کوشش شد چو دوک

The motive in every trade is hope and chance, even though their necks are (worn thin), like a spindle, from (incessant) toil.

2

بامدادان چون سوی دکان رود

بر امید و بوک روزی می‌دود

When he (the trader) goes in the morning to his shop, he is running (thither) in the hope and chance of (earning) a livelihood.

3

بوک روزی نبودت چون می‌روی

خوف حرمان هست تو چونی قوی

(If) you have not the chance of (earning) a livelihood, why do you go (to your shop)?

4

خوف حرمان ازل در کسب لوت

چون نکردت سست اندر جست و جوت

There is the fear (danger) of disappointment: how (then) are you strong (confident)?

5

گویی گرچه خوف حرمان هست پیش

هست اندر کاهلی این خوف بیش

In (the case of) earning food, how has the fear of eternal (eternally predestined) disappointment not made you feeble in your search?

6

هست در کوشش امیدم بیشتر

دارم اندر کاهلی افزون خطر

You will say, “Though the fear of disappointment is before (me), this fear is greater (when I am) in idleness.

7

پس چرا در کار دین ای بدگمان

دامنت می‌گیرد این خوف زیان

(When I am) at work my hope is greater: (when I am) in idleness I have more risk.” Then, O evil-thinking man, why is this fear of loss holding you back in the matter of religion?

8

یا ندیدی کاهل این بازار ما

در چه سودند انبیا و اولیا

Or have not you seen in what a gainful trade the people of this bazaar of ours, the prophets and the saints, are (engaged),

9

زین دکان رفتن چه کانشان رو نمود

اندرین بازار چون بستند سود

And what mines (of treasure) have appeared to them from this going to the (spiritual) shop, and how they have gotten gain in this market?

10

آتش آن را رام چون خلخال شد

بحر آن را رام شد حمال شد

To that one the fire became submissive, like an anklet; to that one the sea became submissive and carried him on its shoulders;

11

آهن آن را رام شد چون موم شد

باد آن را بنده و محکوم شد

To that one the iron became submissive and wax-like; to that one the wind became a slave and subject.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

انبیا گفتند با خاطر که چند

می‌دهیم این را و آن را وعظ و پند

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 144 - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل

اگلی نظم

قوم دیگر سخت پنهان می‌روند

شهرهٔ خلقان ظاهر کی شوند

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 146 - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور