صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 114 - برون رفتن به سوی آن درخت

بخش 114 - برون رفتن به سوی آن درخت

How the people went forth to that tree.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

چون برون رفتند سوی آن درخت

گفت دستش را سپس بندید سخت

When they went forth to that tree, he (David) said, “Tie his hands fast behind him,

2

تا گناه و جرم او پیدا کنم

تا لوای عدل بر صحرا زنم

In order that I may bring to light his sin and crime, and may plant the banner of justice on the field.

3

گفت ای سگ جد او را کشته‌ای

تو غلامی خواجه زین رو گشته‌ای

O dog,” said he, “you have killed this man’s grandfather. You are a slave: by this means you have become a lord.

4

خواجه را کشتی و بردی مال او

کرد یزدان آشکارا حال او

You killed your master and carried off his property: God bath made manifest what happened to him.

5

آن زنت او را کنیزک بوده است

با همین خواجه جفا بنموده است

Your wife was his handmaid; she has acted unjustly towards this same master.

6

هر چه زو زایید ماده یا که نر

ملک وارث باشد آنها سر به‌سر

Whatever (children) she bore to him, female or male—all of them from beginning to end are the property of the (master’s) heir.

7

تو غلامی کسب و کارت ملک اوست

شرع جستی شرع بستان رو نکوست

You are a slave: your gains and goods are his property. You demanded the Law: take the Law and go: ‘tis well.

8

خواجه را کشتی باستم زار زار

هم برینجا خواجه گویان زینهار

You killed your master miserably by violence, (whilst) your master was crying for mercy on this very spot.

9

کارد از اشتاب کردی زیر خاک

از خیالی که بدیدی سهمناک

In your haste you hid the knife under the soil, because of the terrible apparition which you beheld.

10

نک سرش با کارد در زیر زمین

باز کاوید این زمین را همچنین

Lo, his head together with the knife is under the soil! Dig ye back the soil, thus!

11

نام این سگ هم نبشته کارد بر

کرد با خواجه چنین مکر و ضرر

On the knife, too, the name of this dog is written, (who) dealt with his master so deceitfully and injuriously.”

12

همچنان کردند چون بشکافتند

در زمین آن کارد و سر را یافتند

They did even so (as he ordered), and when they cleft (the earth) they found in the soil the knife and the head.

13

ولوله در خلق افتاد آن زمان

هر یکی زنار ببرید از میان

Thereupon tumultuous lamentation arose amongst the people:every one severed the girdle (of unbelief) from his waist.

14

بعد از آن گفتش بیا ای دادخواه

داد خود بستان بدان روی سیاه

Alter that, he (David) said to him (the murderer), “Come,O demander of justice, (and) with that black face (of yours) receive the justice due to you!’

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پس همینجا دست و پایت در گزند

بر ضمیر تو گواهی می‌دهند

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 113 - گواهی دادن دست و پا و زبان بر سر ظالم هم در دنیا

اگلی نظم

هم بدان تیغش بفرمود او قصاص

کی کند مکرش ز علم حق خلاص؟

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 115 - قصاص فرمودن داود علیه السلام خونی را بعد از الزام حجت برو

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور