باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 4001ز راه صلح مهیای جنگ می آید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4002به پرسش من در خون نشسته می‌آید

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4003ز ماه نو سفرم تا خبر نمی آید

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4004ز دل خیال میانش به در نمی‌آید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4005خیال روی تو از دل به در نمی‌آید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4006خرد به زور می ناب برنمی آید

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4007برون ز کیسه ممسک درم نمی آید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4008گل از عذار تو چیدن ز من نمی آید

17 اشعار

غزل شمارهٔ 4009ز سینه ام نفس خوش برون نمی آید

4 اشعار

غزل شمارهٔ 4010ز گل محافظت رنگ و بو نمی‌آید

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4011ز مغز پوچ برون آرزو نمی‌آید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4012تردد از دل بی‌آرزو نمی‌آید

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4013مدام چشم تو مست شراب می باید

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4014اسیر بند قضا رو گشاده می باید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4015دو چشم شوخ ترا دیده‌بان نمی‌باید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4016زبان شکوه به خشم زمانه افزاید

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4017ز روی نو خط دلدار جان بیاساید

17 اشعار

غزل شمارهٔ 4018دل گرفته کی از لاله زار بگشاید

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4019دل از مشاهده لاله زار نگشاید

آڈیو
14 اشعار

غزل شمارهٔ 4020شکسته‌حالی من پیش یار باید دید

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4021لطافت رخ ازین بیشتر نمی‌باشد

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4022چه شد که دامن یار از کفم رها گردید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4023خطش دمید وبه عشاق مهربان گردید

13 اشعار

غزل شمارهٔ 4024رسید جان به لبم تا به لب شراب رسید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4025به زلف او دلم از برق گوشواره رسید

12 اشعار

غزل شمارهٔ 4026بهار می رسد آماده جنون باشید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4027خط تو تیغ به رخسار آفتاب کشید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4028خط عذارتو خورشید رابه دام کشید

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4029توان به صبر سر سرکشان به دام کشید

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4030کنون که ناخن تدبیر من شکسته دمید

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4031دمید صبح تجلی به جان شتاب کنید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4032حذر ز فتنه آن چشم نیم باز کنید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4033که با تو حرف شهیدان عشق می‌گوید

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4034سیه‌دلی که ز دوران حضور می‌جوید

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4035عرق ز شرم تو بر روی آفتاب دوید

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4036کجا ز سینه من غم شراب می‌شوید

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4037اگر چو رشته تن خود به پیچ وتاب دهید

7 اشعار

غزل شمارهٔ 4038دنبال دل کمند نگاه کسی مباد

آڈیو
12 اشعار

غزل شمارهٔ 4039خط را گذار برلب آن سیمبر فتاد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4040کو سرو قامتی که دل من ز جا برد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4041روی تو صبر از دل بی‌تاب می‌برد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4042عاشق ز رفتن دل بی‌تاب می‌برد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4043پیغام بیکسان که به دلدار می برد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4044از شرم ناله ام که دل از کار می برد

9 اشعار

غزل شمارهٔ 4045زخمی که ره به لذت ناسور می برد

11 اشعار

غزل شمارهٔ 4046عُشّاق را خُرامِ تو از خویش می‌بِرَد

8 اشعار

غزل شمارهٔ 4047دیوانه را به دامن صحرا که می برد

4 اشعار

غزل شمارهٔ 4048هشیار را به مجلس مستان که می‌برد

6 اشعار

غزل شمارهٔ 4049مکتوب من به خدمت جانان که می‌برد

10 اشعار

غزل شمارهٔ 4050سودا کدورت از دیوانه می برد

11 اشعار