غزل شمارهٔ 4047
Toggle stanza 1دیوانه را به دامن صحرا که می برد
11
دیوانه را به دامن صحرا که می برد
طفل یتیم را به تماشا که می برد
22
مکتوب خشک سلسله پای قاصدست
موج سراب را سوی دریا که می برد
33
راه نسیم نیست در آن زلف تابدار
از بیدلان پیام به دلها که می برد
44
جایی که زلف حلقه بیرون در بود
نام دل شکسته ما را که می برد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

