غزل شمارهٔ 4012
شاعر: صائب
Toggle stanza 1تردد از دل بیآرزو نمیآید
11
تردد از دل بیآرزو نمیآید
چو پای خفته ز من جستجو نمیآید
22
اگر رسد به لبم جان ز تنگدستیها
ز من فروختن آبرو نمیآید
33
نهفته گنجی اگر نیست در خرابه من
چرا سرم به عمارت فرونمیآید
44
چو تنگحوصلگان دور مگذران از خود
که آب رفته در اینجا به جو نمیآید
55
مگر عقیق تو گردد سهیل چهره من
که رنگم از می لعلی به رو نمیآید
66
به خوی نازک آیینه آشنا شده است
دگر ز طوطی من گفتگو نمیآید
77
نهان نگردد صائب چو عشق صادق شد
علاج سینه من از رفو نمیآید
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

