آڈیو
Toggle stanza 1
دل از مشاهده لاله زار نگشاید
1

دل از مشاهده لاله زار نگشاید

ز دستهای حنابسته کارنگشاید

2

گره ز غنچه پیکان زنگ بسته ما

به تر زبانی خون شکار نگشاید

3

ز خون زیاده شود رنگ غنچه پیکان

دل غمین ز می خوشگوار نگشاید

4

ز اختیار جهان عقده ای است در دل من

که جز به گریه بی اختیار نگشاید

5

طلسم هستی خود ناشکسته چون مردان

ترا به روی دل این نه حصار نگشاید

6

ز آه ما نشود نرم دل کواکب را

که دود آب ز چشم شرار نگشاید

7

بساز با دل پربار خود گر آزادی

که هیچ کس ز دل سرو بار نگشاید

8

خوش آن صدف که گر از تشنگی کباب شود

دهان خویش به ابر بهار نگشاید

9

شکایت گره دل به روزگار مبر

که هیچ کس به جز از کردگار نگشاید

10

اگر چه ذره سزاوار مهر تابان نیست

نمی شود که ز پرتو کنار نگشاید

11

مجوی خاطر جمع از جهان ناامنی

که تیغ را زکمر کوهسار نگشاید

12

ز تنگنای جهان کی گشاده می گردد

دلی که در بر و آغوش یار نگشاید

13

زمین وچرخ بغیر از غبار و دودی نیست

خوش آن که چشم به دود وغبار نگشاید

14

مراست از دل مغرور غنچه ای صائب

که در به روی نسیم بهار نگشاید

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور