Toggle stanza 1
شکسته‌حالی من پیش یار باید دید
1

شکسته‌حالی من پیش یار باید دید

خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید

2

اگر چه چون دل شب فیض من نمایان نیست

مرا به دیدهٔ شب‌زنده‌دار باید دید

3

مقام عرض تجمل میان دریا نیست

چو موج جوهرِ من در کنار باید دید

4

اگر چه در خَمُشی نیز جوهرم گویاست

مرا چو تیغ دَمِ کارزار باید دید

5

خراب‌حالی این قصرهای محکم را

ز روزنِ نظرِ اعتبار باید دید

6

مرا ز روز قیامت غمی که هست این است

که روی مردم عالم دوبار باید دید!

7

کجاست فرصتِ گرداندنِ ورق صائب

به‌ روی کار هم از پشتِ کار باید دید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور