غزل شمارهٔ 4020
Toggle stanza 1شکستهحالی من پیش یار باید دید
11
شکستهحالی من پیش یار باید دید
خزانِ رنگ مرا در بهار باید دید
22
اگر چه چون دل شب فیض من نمایان نیست
مرا به دیدهٔ شبزندهدار باید دید
33
مقام عرض تجمل میان دریا نیست
چو موج جوهرِ من در کنار باید دید
44
اگر چه در خَمُشی نیز جوهرم گویاست
مرا چو تیغ دَمِ کارزار باید دید
55
خرابحالی این قصرهای محکم را
ز روزنِ نظرِ اعتبار باید دید
66
مرا ز روز قیامت غمی که هست این است
که روی مردم عالم دوبار باید دید!
77
کجاست فرصتِ گرداندنِ ورق صائب
به روی کار هم از پشتِ کار باید دید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

