Toggle stanza 1
ز سینه ام نفس خوش برون نمی آید
1

ز سینه ام نفس خوش برون نمی آید

نسیم خلد ز آتش برون نمی آید

2

چه دیده است خدنگت ز سینه گرمم

که از قلمرو ترکش برون نمی آید

3

ز خوی سرکش خوبان ملایمت مطلب

که نخل موم ز آتش برون نمی آید

4

در انتهای محبت خموش شد صائب

همیشه دود ز آتش برون نمی آید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور