غزل شمارهٔ 4016
Toggle stanza 1زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
11
زبان شکوه به خشم زمانه افزاید
که خس به آتش سوزان زبانه افزاید
22
مکن ز چرخ شکایت که توسن بد رگ
لگد به کجروی از تازیانه افزاید
33
چنین که حرص فلک می افزاید از پیری
به رزق ما چه امیدست دانه افزاید
44
رسیده است ترا خواب بیخودی جایی
که آگهی ز شراب شبانه افزاید
55
کند پیاله خون خوردن تو چرخ وسیع
به قدر آنچه ترا باغ وخانه افزاید
66
اگر ز خواب شکایت به روزگار برم
به رغم من به فسون وفسانه افزاید
77
ز شکر شکوه مزن پیش چرخ دم صائب
که آن بهانه طلب بر بهانه افزاید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

