باب

غزلیات

نظمیں

غزل شمارهٔ 1401در گرفتاری بود جمعیت خاطر محال

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1402دوش مجلس از زبان شکوه ام در می گرفت

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1403پیش ازین جانان حساب دیگر از من می گرفت

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1404سوخت تنهایی مرا ای بی وفا وقت است وقت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1405چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1406مشو از می گران، ترسم سبکدستان ربایندت

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1407غم از دل می زداید چون صباح عید رخسارت

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1408غزالان را ز وحشت باز دارد دیدن چشمت

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1409بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1410دست بر هر چه فشاندم به رگ جان آویخت

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1411چهره صاف تو آیینه اندیشه نماست

16 اشعار

غزل شمارهٔ 1412ریخت دندان و هوای می و پیمانه بجاست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1413تلخ شد عشرتم آن لعل شکربار کجاست؟

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1414هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1415فرح آباد من آنجاست که جانان آنجاست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1416نه خط از چهره آن آینه سیما برخاست

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1417قد موزون تو روزی که به جولان برخاست

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1418خط سبزی که ز پشت لب جانان برخاست

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1419از خط سبز نشد یک سر مو حسن تو کم

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1420خط نارسته ز لعل لب دلبر پیداست

12 اشعار

غزل شمارهٔ 1421از لب خشک صدف ریزش نیسان پیداست

19 اشعار

غزل شمارهٔ 1422خط نارسته ازان چهره گلگون پیداست

14 اشعار

غزل شمارهٔ 1423شور در دل فکند لعل خموشی که تراست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1424در کمین این فلک سخت کمانی که تراست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1425بی طراوت نشود سرو جوانی که تراست

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1426اشک لعلی است روان بر رخ چون زر که مراست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1427پرده شب بود ایام شبابی که مراست

17 اشعار

غزل شمارهٔ 1428از زمین اوج گرفته است غباری که مراست

آڈیو
13 اشعار

غزل شمارهٔ 1429کار سرجوش کند درد ایاغی که مراست

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1430در لحد گل نکند شعله داغی که مراست

5 اشعار

غزل شمارهٔ 1431قانع از صاف به دردست دماغی که مراست

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1432دانه اشک بود توشه راهی که مراست

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1433دل بی صبر به طوفان بلا رهبر ماست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1434عشرت روی زمین در دل ویرانه ماست

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1435لاله روشنگر چشم و دل سودایی ماست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1436آن که از بال هما افسر دولت می خواست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1437غمگسار دل سودازده من شبهاست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1438زان دم تیغ که از آب بقا سیراب است

10 اشعار

غزل شمارهٔ 1439صیقل روح و طباشیر جگر مهتاب است

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1440عشق بیتابی ذرات جهان را سبب است

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1441پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است

11 اشعار

غزل شمارهٔ 1442میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است

7 اشعار

غزل شمارهٔ 1443شب هجران دلم از ناله حسرت شادست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1444شبنم غنچۀ بیداردلان چشم بدست

9 اشعار

غزل شمارهٔ 1445هر که از درد طلب شکوه کند نامردست

6 اشعار

غزل شمارهٔ 1446دل ازان نخل به امید ثمر خرسندست

8 اشعار

غزل شمارهٔ 1447مستی حسن، هم از ساغر سرشار خودست

15 اشعار

غزل شمارهٔ 1448خواجه بیتاب در اظهار زر و مال خودست

13 اشعار

غزل شمارهٔ 1449تا ترا چون دگران دیدن ظاهر کارست

19 اشعار

غزل شمارهٔ 1450ترک عادت همه گر زهر بود دشوارست

9 اشعار