Toggle stanza 1
چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟
1

چون کند روی تو با خط سیاه از شش جهت؟

رو به این آیینه آورده است آه از شش جهت

2

کاش سر تا پای می گشتم نظر چون آفتاب

تا به رخسار تو می کردم نگاه از شش جهت

3

کعبه و بتخانه ای در عالم توحید نیست

عاشق یکرنگ دارد قبله گاه از شش جهت

4

کاهلی پیچیده دارد دامن ما را به دست

ورنه دارد کعبه کوی تو راه از شش جهت

5

هر که را دیدیم حیران قد رعنای اوست

بر علم دارد نظر دایم سپاه از شش جهت

6

هر که گردد بی سر و پا در خم چوگان چرخ

نور از خورشید می گیرد چو ماه از شش جهت

7

تا به کی در جستجوی آن نگار بی جهت

کاروان گریه اندازم به راه از شش جهت

8

چون به تلخی عاقبت بر جای می باید گذاشت

چند چون زنبور سازی تکیه گاه از شش جهت

9

نیست صائب فرصت پرسیده راه صواب

در میان دارد مرا از بس گناه از شش جهت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور