Toggle stanza 1
میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است
1

میوه و تخم و گل عالم امکان پوچ است

سر به سر دانه این مزرع ویران پوچ است

2

هر سری کز می گلرنگ نباشد لبریز

چون کدو در نظر باده پرستان پوچ است

3

هر حبابی که هوای تو ندارد در مغز

سر برآرد اگر از چشمه حیوان پوچ است

4

تیر باران حوادث چه کند با عاشق؟

پیش شیران قوی پنجه نیستان پوچ است

5

هر که سجاده خود بر سر آب اندازد

همچو کف در نظر همت مردان پوچ است

6

دل خونین نشود با دهن خندان جمع

لاف خونین دلی از پسته خندان پوچ است

7

هر کجا خامه صائب در گفتار زند

یکقلم زمزمه مرغ خوش الحان پوچ است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور