غزل شمارهٔ 1443

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ادست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
1

شب هجران دلم از ناله حسرت شادست

چه توان کرد که فریاد رسم فریادست

2

رتبه عشق ز معشوق بلندی گیرد

قمری از طعنه کوته نظران آزادست

3

کار با جذبه عشق است عزیزان، ورنه

بوی پیراهن یوسف گرهی بر بادست

4

سهل کاری است به فتراک سر ما بستن

صید را زنده گرفتن هنر صیادست

5

از سواد ورق لاله چنین شد روشن

که سیه بختی و خونین جگری همزادست

6

هر متاعی که بود قیمت و قدری دارد

آنچه با خاک برابر شده استعدادست

7

لوح تعلیم ز آیینه به پیشش مگذار

طوطی خط تو در مشق سخن استادست

8

آفرین بر قلم نافه گشایت صائب

که ز تردستی او ملک سخن آبادست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور