Toggle stanza 1
آن که از بال هما افسر دولت می خواست
1

آن که از بال هما افسر دولت می خواست

کاش از سایه دیوار قناعت می خواست

2

داشت از ریگ روان لنگر آرام طمع

آن که از جان سبکسیر اقامت می خواست

3

نیست گر مرتبه فقر زیاد از دولت

شاه از گوشه نشینان ز چه همت می خواست؟

4

داشت از جام نگون باده گلرنگ طمع

آن که آسودگی از افسر دولت می خواست

5

جرأت حرف که را بود به دیوان حساب؟

عذر تقصیر مرا گر نه خجالت می خواست

6

که به این عمر کم از عهده برون می آمد؟

گر خدا شکر به اندازه نعمت می خواست

7

زنگ در دل ز کلامم نتواند شد سبز

طوطیی همچو من آن آینه طلعت می خواست

8

داشت باران طمع از کاغذ ابری صائب

از لئیمان جهان آن که سخاوت می خواست

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…