Toggle stanza 1
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست
1

هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست

آخر ای خانه برانداز سرای تو کجاست؟

2

روزنی نیست که چون ذره نجستیم ترا

هیچ روشن نشد ای شمع که جای تو کجاست

3

گر وفای تو فزون است ز اندازه ما

آخر ای دلبر بیرحم، جفای تو کجاست؟

4

جنگ و بدخویی و بیرحمی و بی پروایی

همه هستند به جا، صلح و صفای تو کجاست؟

5

ای نسیم سحر، ای غنچه گشاینده دل

وقت یاری است، دم عقده گشای تو کجاست؟

6

بوسه ای از لب شیرین تو ای تنگ شکر

ما گرفتیم نخواهیم، عطای تو کجاست؟

7

صائب از گرد خجالت شده در خاک نهان

موجه رحمت دریای عطای تو کجاست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور