باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 6353کسی که می نهد از حد خود قدم بیرون
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6354ز تن شکفته رود جان صادقان بیرون
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6355لب ترا خط سبز آمد از کمین بیرون
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6356غم حریص ز دینار می شود افزون
15 اشعار
غزل شمارهٔ 6357ز نقش چپ رود آب سیه به جوی نگین
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6358ز بی قراری من می کند سفر بالین
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6359در آتش است نعل می ناب دیگران
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6360خون دل است باده گلفام عاشقان
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6361چرخ مقوس است ترا خانه کمان
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6362گشتم غبار و غیرت ناورد من همان
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6363مژگان او ز سنگ کند جوی خون روان
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6364چند ای دل غمین به مداران گریستن؟
23 اشعار
غزل شمارهٔ 6365خامی بود سر از پی دنیا گذاشتن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6366امروز رخ نشسته به خون جگر سخن
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6367بوی گل و نسیم صبا می توان شدن
آڈیو
12 اشعارغزل شمارهٔ 6368پیش قضای حق دم چون و چرا مزن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6369خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6370دلهای صیقلی بود آیینه دار حسن
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6371دل را به هم شکن که فروزان شود ز حسن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6372دل را به آتش نفس گرم آب کن
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6373ساقی دمید صبح قدح پر شراب کن
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6374از آب زندگی به شراب التفات کن
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6375چون آفتاب و ماه نظر را بلند کن
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6376ساقی دمید صبح، علاج خمار کن
آڈیو
17 اشعارغزل شمارهٔ 6377مژگان خود به اشک جگرگون طراز کن
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6378یا حلقه ارادت ساغر به گوش کن
آڈیو
10 اشعارغزل شمارهٔ 6379عمر عزیز را به می ناب صرف کن
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6380پیش از وصال، ترک تمنای خام کن
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6381دل از گناه پاک چو دارالسلام کن
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6382از زنگ کبر آینه خویش ساده کن
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6383از خود برون نرفته هوای سفر مکن
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6384غیرت کن و ز آه برافروز شمع خویش
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6385بیجا سخن چو طوطی شکرشکن مکن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6386عرض صفا به اهل هنر می کنی مکن
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6387در بیخودی گذشت زمان شباب من
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6388بارست خنده بر دل کلفت پرست من
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6389در کاسه سپهر کند خاک گرد من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6390یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6391همچشم آبله است دل اشکبار من
15 اشعار
غزل شمارهٔ 6392دایم به یک قرار بود مشت خار من
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6393دلدار رفت و برد دل خاکسار من
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6394دل کی رسد به وصل تو ای سروناز من؟
آڈیو
10 اشعارغزل شمارهٔ 6395چون تخم سوخته است ز سودا دماغ من
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6396موقوف انقطاع بود اتصال من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6397دل می برد ز قند مکرر کلام من
18 اشعار
غزل شمارهٔ 6398از دستبرد ناله آتش زبان من
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6399فیض نسیم صبح بود با فغان من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6400در روز حشر سایه کوه گناه من
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6401گمراه شد ز غفلت من رهنمای من
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6402آرد به وجد سوختگان را نوای من
8 اشعار

