Toggle stanza 1
در کاسه سپهر کند خاک گرد من
1

در کاسه سپهر کند خاک گرد من

رحم است بر کسی که شود هم نبرد من

2

در شهربند عافیت از خاکساریم

دیوار می کشد به ره سیل گرد من

3

بی اختیار آب روان می کند ز چشم

چون آفتاب دیدن رخسار زرد من

4

یک نقطه است اشک در مجموعه غمم

یک مصرع است آه ز دیوان درد من

5

گرد یتیمی از گهرم گرچه می چکد

بر هیچ خاطری ننشسته است گرد من

6

قسمت چو ابر گرد جهان می دواندم

تا از کدام بحر بود آبخورد من

7

هر چند پایه تو بلند اوفتاده است

غافل مشو ز ناله گردون نورد من

8

نقصان نمی کند کسی از دستگیریم

پایش فرو به گنج رود پایمرد من

9

صائب ز می مرا نتوان لاله رنگ ساخت

چون شعله رنگ بست بود روی زرد من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور