Toggle stanza 1
خون دل است باده گلفام عاشقان
1

خون دل است باده گلفام عاشقان

چون لاله داغدار بود کام عاشقان

2

گلبانگ عاشقان ز ثریا گذشته است

گردون چگونه حلقه کند نام عاشقان؟

3

موجی است ماه عید ز بحر نشاط عشق

چون صبحدم شکفته بود شام عاشقان

4

شد ذره ذره ساغر زرین آفتاب

در عین گردش است همان جام عاشقان

5

یاقوت رنگ باخت ز سرمای حادثات

سرخ است همچنان رخ گلفام عاشقان

6

سیمرغ عقل را به نظر درنیاورد

هر جا بساط پهن کند دام عاشقان

7

مانند داغ لاله نماید سیه گلیم

خورشید بر صحیفه ایام عاشقان

8

انگشت زینهار برآورد ز آه گرم

صحرای محشر از اثر گام عاشقان

9

عشق از جواب خشک تسلی نمی شود

روغن ز ریگ می کشد ابرام عاشقان

10

صائب دهان نشسته به آتش چو آفتاب

زنهار بر زبان نبری نام عاشقان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور