غزل شمارهٔ 6360
Toggle stanza 1خون دل است باده گلفام عاشقان
11
خون دل است باده گلفام عاشقان
چون لاله داغدار بود کام عاشقان
22
گلبانگ عاشقان ز ثریا گذشته است
گردون چگونه حلقه کند نام عاشقان؟
33
موجی است ماه عید ز بحر نشاط عشق
چون صبحدم شکفته بود شام عاشقان
44
شد ذره ذره ساغر زرین آفتاب
در عین گردش است همان جام عاشقان
55
یاقوت رنگ باخت ز سرمای حادثات
سرخ است همچنان رخ گلفام عاشقان
66
سیمرغ عقل را به نظر درنیاورد
هر جا بساط پهن کند دام عاشقان
77
مانند داغ لاله نماید سیه گلیم
خورشید بر صحیفه ایام عاشقان
88
انگشت زینهار برآورد ز آه گرم
صحرای محشر از اثر گام عاشقان
99
عشق از جواب خشک تسلی نمی شود
روغن ز ریگ می کشد ابرام عاشقان
1010
صائب دهان نشسته به آتش چو آفتاب
زنهار بر زبان نبری نام عاشقان
Sources
Persian text source: Ganjoor

