باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 6403شد خشک از گشودن لب آبروی من
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6404نازکترست از رگ جان گفتگوی من
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6405زین گریه ها که هست گره در گلوی من
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6406هر شبنمی است دیده بینا درین چمن
22 اشعار
غزل شمارهٔ 6407گریان ز کوی او دل ما می رود برون
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6408از تن خجل ز شرم گنه رفت جان برون
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6409هر تیره دل کجا شنود بوی پیرهن؟
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6410افشان خال بر رخ آن دلربا ببین
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6411در انتهای کار خود از ابتدا ببین
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6412آن چشم مست و غمزه هشیار را ببین
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6413ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6414بی درد مشکل است سخن گفتن این چنین
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6415با درد بود صاف دل ساغر مستان
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6416صاف است به گردون دل بی کینه مستان
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6417تا از خودی خود نبریدند عزیزان
آڈیو
12 اشعارغزل شمارهٔ 6418حیرت زدگان را نشود خواب پریشان
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6419سیلاب حواس است نظرهای پریشان
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6420از ریگ توان روغن بادام گرفتن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6421گر محو ز خاطر شود اندیشه مردن
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6422بی آب نگردد گهر حسن ز دیدن
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6423خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6424اندیشه زاد از سر بی مغز بدر کن
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6425در عشق اگر صادقی از قرب حذر کن
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6426دزدیده در آن ابروی پیوسته نظر کن
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6427از زلف پر از پیچ و خم یار حذر کن
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6428جانا که ترا گفت که ترک می و نی کن؟
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6429ای دل به خرابات حقیقت گذری کن
14 اشعار
غزل شمارهٔ 6430لب تشنگی حرص ندارد جگر من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6431هر چند به ظاهر چون روان در بدنم من
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6432از داغ بود چهره افروخته من
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6433یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6434اشکی که از ندامت ریزند باده خواران
17 اشعار
غزل شمارهٔ 6435دارد متاع یوسف در هر گذر صفاهان
10 اشعار
غزل شمارهٔ 6436چون غنچه هر که ننشست در خار تا به گردن
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6437ای قامت بلندت معراج آفریدن
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6438ای خطت رهنمای سوختگان
9 اشعار
غزل شمارهٔ 6439گوشه آن نقاب را بشکن
6 اشعار
غزل شمارهٔ 6440مکن منع تماشایی ز دیدن
آڈیو
16 اشعارغزل شمارهٔ 6441رهن می ناب شد، جبه و دستار من
20 اشعار
غزل شمارهٔ 6442پاک کن از لوح جهان زنگ من
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6443شد گلستان خارخار من به من
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6444روز چگونه شب شود، زلف گشا که همچنین
13 اشعار
غزل شمارهٔ 6445لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6446من که در فردوس افتادم به نقد از یاد او
5 اشعار
غزل شمارهٔ 6447دیده روشن می شود از خط عنبر یار او
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6448بوسه ریزد گاه حرف از لعل شکربار او
11 اشعار
غزل شمارهٔ 6449عشق سلطان و زمین میدان، فلک چوگان در او
12 اشعار
غزل شمارهٔ 6450آتشین رویی که شد آیینه دل آب ازو
8 اشعار
غزل شمارهٔ 6451عشق صیادی است گردون حلقه فتراک او
7 اشعار
غزل شمارهٔ 6452هر که را دل آب شد از روی آتشناک او
7 اشعار

