غزل شمارهٔ 6423
Toggle stanza 1خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
11
خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
آن باده گلرنگ ازین شیشه طلب کن
22
آن شان عسل را که در آفاق نگنجد
از پرده زنبوری اندیشه طلب کن
33
از جذبه آهن شرر از سنگ برآید
دل سخت چو گردید دم از تیشه طلب کن
44
با مرکب چوبین نتوان رفت به جایی
بال و پری از برق درین بیشه طلب کن
55
سرمایه تشویش بود ملک سلیمان
وحدت ز پریخانه اندیشه طلب کن
66
از دل طلب آن گنج که در عالم گل نیست
در قاف چو نبود پری از شیشه طلب کن
77
صائب نکند حرف اثر در دل سنگین
جایی که توان برد فرو ریشه طلب کن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

