Toggle stanza 1
خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن
1

خونابه درد از دل غم پیشه طلب کن

آن باده گلرنگ ازین شیشه طلب کن

2

آن شان عسل را که در آفاق نگنجد

از پرده زنبوری اندیشه طلب کن

3

از جذبه آهن شرر از سنگ برآید

دل سخت چو گردید دم از تیشه طلب کن

4

با مرکب چوبین نتوان رفت به جایی

بال و پری از برق درین بیشه طلب کن

5

سرمایه تشویش بود ملک سلیمان

وحدت ز پریخانه اندیشه طلب کن

6

از دل طلب آن گنج که در عالم گل نیست

در قاف چو نبود پری از شیشه طلب کن

7

صائب نکند حرف اثر در دل سنگین

جایی که توان برد فرو ریشه طلب کن

Sources

Persian text source: Ganjoor