غزل شمارهٔ 6445
Toggle stanza 1لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او
11
لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او
می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او
22
هر طرف صبح امیدی هست از چشم سفید
تا کجا طالع شود خورشید عالمتاب او
33
مطربی تردست می خواهم که چون آب روان
روز و شب باشد مسلسل نغمه سیراب او
44
با خرامش هر دو عالم مشت خاری بیش نیست
خار خشک ما چه باشد در ره سیلاب او
55
از خمار ما کجا دارد خبر میخواره ای
کز مکیدن های لب باشد شراب ناب او
66
این که زهد زاهد افسرده بی کیفیت است
می توان دریافت از خمیازه محراب او
77
هر دلی کز حیرت دیدار، صائب آب شد
جلوه مهر خموشی می کند گرداب او
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

