غزل شمارهٔ 6404
Toggle stanza 1نازکترست از رگ جان گفتگوی من
11
نازکترست از رگ جان گفتگوی من
باریک شد محیط چو آمد به جوی من
22
گردون سفله لقمه روزی حساب کرد
هر گریه ای که گشت گره در گلوی من
33
چون موج شد کشاکش حرصم زیادتر
چندان که چرخ بیش شکست آرزوی من
44
از دامن صدف چه غبار از دلم رود؟
دریا نبرد گرد یتیمی ز روی من
55
شیری که خورده بودم در عهد کودکی
کرد از فشار چرخ سفیدی ز موی من
66
صائب در آن محیط که موجش فلاخن است
از آب چون درست برآید سبوی من؟
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

