غزل شمارهٔ 402
Toggle stanza 1چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من
11
چین در جبین فکنده گذشتی به سوی من
زنجیر کرده ای در رحمت به روی من
22
از زخم ناخنم تن لاغر شد استخوان
باز آکه شد سفید ز هجر تو موی من
33
بود آرزوی خاطر من خط بر آن عذار
گردون برآب زد رقم آرزوی من
44
روزی که چرخ ز آب و گل من سبو کند
خواهد شکست سنگ جفایت سبوی من
55
هرگز نیافتم به تو ره گرچه در رهت
صد بار سوده شد قدم جست و جوی من
66
خو کرده ام به هر چه ز خوی تو می رسد
خوی تو هست جور وبر آن صبر خوی من
77
جامی شکست کلک کتابت چو ختم شد
بر وصف نو خطی ورق گفت و گوی من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

