غزل شمارهٔ 401
شاعر: جامی
Toggle stanza 1نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من
11
نیست جز اقرار عشق حاصل گفتار من
چهره به خونین رقم حجت اقرار من
22
عشق تو زآغاز کار برد قرار دلم
تا به چه گیرد قرار عاقبت کار من
33
خانه من پست شد رخنه به جان درفتاد
ریخت درون سیل عشق از درو دیوار من
44
هر غم دشوار را روی درآسانی است
هیچ گه آسان نشد این غم دشوار من
55
داغ تو دارم به دل نقش بر او نام تو
این رقم دولت است سکه دینار من
66
چند سگانت کشند درد سر پاسبان
پاس شبت را بس است دیده بیدار من
77
بس که دهم جامیا درد و غم از دل برون
مجلس ماتم بود دفتر اشعار من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

