غزل شمارهٔ 6413
Toggle stanza 1ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
11
ما از صفای سینه بی کینه بر زمین
مالیده ایم چهره آیینه بر زمین
22
از راه خلق مطلب ما خار چیدن است
گر می کشیم خرقه پشمینه بر زمین
33
آن خودپرست اگر نه گرفتار خود شده است
از دست چون نمی نهد آیینه بر زمین؟
44
می گشتمش چو کعبه به اخلاص گردسر
می یافتم اگر دل بی کینه بر زمین
55
در وصف خط او نرسد پای کلک من
چون پای کودکان شب آدینه بر زمین
66
عالم فروز گردد اگر آه گرم من
دریا نهد چو تشنه لبان سینه بر زمین
77
صائب درین زمانه ز پیران زنده دل
یک تن نمانده جز می دیرینه بر زمین
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

