غزل شمارهٔ 6433

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: امگردان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان
1

یک چند خواب راحت بر خود حرام گردان

در ملک بی نشانی خود را به نام گردان

2

کار جهان تمامی هرگز نمی پذیرد

پیش از تمامی عمر خود را تمام گردان

3

سودای آب حیوان بیم زیان ندارد

عمر سبک عنان را صرف مدام گردان

4

در یک جهان مکرر نتوان معاش کردن

خود را جهان دیگر از یک دو جام گردان

5

از صحبت لئیمان چون برق و باد بگریز

اوقات چون گرامی است صرف کرام گردان

6

از بندگی به شاهی راهی است چون کف دست

آزاده ای چو یابی خود را غلام گردان

7

چون دور هستی ما ساقی به آخر آید

بر گرد باده ما را چون خط جام گردان

8

یک نیم مست مگذار ساقی درین خرابات

هر ماه نو که سر زد ماه تمام گردان

9

دست از رکاب همت کوته مکن چو صائب

نه توسن فلک را با خویش رام گردان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور