غزل شمارهٔ 476

Toggle stanza 1
ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
1

ساقی صلای عام است کاری به کام گردان

دامان غم فراخ است دوری تمام گردان

2

ما و وفا درین شهر چون حسن تو غریبیم

او را عزیز کردی ما را غلام گردان

3

آزاده خاطران را فکری عنان نگیرد

گر غم گران رکابست دل تیز گام گردان

4

بی کیمیای مستی تبدیل غم محالست

یا می حلال فرما یا غم حرام گردان

5

هرچند بی بهایم گنجشک این سرایم

قربان سر نیرزم بر گرد دام گردان

6

بی تو به تلخ کامی شب ها به روز بردیم

با ما به شادمانی یک روز شام گردان

7

حکم شراب و شاهد پنهان مکن «نظیری »

پیغام خاص خود را دستور عام گردان

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور