غزل شمارهٔ 475
شاعر: نظیری نیشابوری
Toggle stanza 1می دود حاجت به راه خواهش از دنبال من
11
می دود حاجت به راه خواهش از دنبال من
همت استغنا همی آرد به استقبال من
22
صدر عزت قرب می جوید به من، دشمن کجاست؟
تا ببیند رتبه عشق بلند اقبال من
33
عزتی دارم که گر پا دیر در جنت نهم
صد گره در کار رحمت افتد از اهمال من
44
شوق در رفتن به آن کویم نوازش می کند
عشق می بیند ز زیر چشم از دنبال من
55
سیر معنی تر ز رمز دوستانم در سخن
خامه می رقصد ز تحریر تن خون بال من
66
گرچه ناخوش تر ز هر روز است وقت روزگار
خوبتر از سال های دیگر است امسال من
77
روزگارم گر چنین با او «نظیری » بگذرد
رشک آید عالمی را بر من و احوال من
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

