غزل شمارهٔ 6113

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: المن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بس که دارد گرد کلفت چهره احوال من
1

بس که دارد گرد کلفت چهره احوال من

روی می مالد به خاک آیینه را تمثال من

2

بلبل من از حریم بیضه تا آمد برون

گل ز شبنم خیمه بیرون زد به استقبال من

3

نامرادی مطلب افتاده است در راه طلب

ورنه مطلب پاکشان می آید از دنبال من

4

دیده ام در بی پر و بالی گشاد خویش را

ناخن پرواز نگشاید گره از بال من

5

گرچه ساغر در خو مجلس به دور افکنده ام

کوه را از پا درآرد رطل مالامال من

6

هدیه ای اهل هنر را به ز عیب خویش نیست

عیبجو بیهوده افتاده است در دنبال من

7

یک سر مو بر تنم بی پیچ و تاب عشق نیست

می شود آیینه صاحب جوهر از تمثال من

8

می شدم صائب در اقلیم سخن صاحبقران

گر نمی شد صرف تسخیر بتان اقبال من

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور