غزل شمارهٔ 6437

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: یدن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ای قامت بلندت معراج آفریدن
1

ای قامت بلندت معراج آفریدن

یک شیوه خرامت در پیش پا ندیدن

2

پرواز طایر شوق مقراض قطع راه است

صد ساله راه طی شد دل را به یک تپیدن

3

مرد آن بود که چون می در شیشه گر کنندش

چون رنگ می تواند از خود برون دویدن

4

روزی که حلقه کردند زلف کمند او را

از فکر وحشیان جست اندیشه رمیدن

5

در خاک تیره دیدن نور صفا، کمال است

هر طفل می تواند مه را در آب دیدن

6

در عشق پیش بینی سنگ ره وصال است

شد سیل محو در بحر از پیش پا ندیدن

7

ای عنکبوت غافل، در تنگنای گردون

آخر دلت نشد سیر زین پرده ها تنیدن؟

8

ملای روم صائب ما را بود سخن کش

احسنت ای کشنده، شاباش ای کشیدن

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور