صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رینلڈ اے نکلسن
  2. »مثنوی معنوی

تراجم

رینلڈ اے نکلسن کے تراجم میں رومی کی کتاب مثنوی معنوی

یہ صفحہ صرف رینلڈ اے نکلسن کے دستیاب تراجم والی نظمیں دکھاتا ہے۔

957نظمیں

تراجم والی نظمیں

رینلڈ اے نکلسن کے تراجم میں رومی کی کتاب مثنوی معنوی

  1. زندہ رود
  2. »رینلڈ اے نکلسن
  3. »مثنوی معنوی

بخش 125–جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را

How the prophets answered their sneers and uttered parables unto them.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 125 - جواب گفتن انبیا طعن ایشان را و مثل زدن ایشان را

En

بخش 126–بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

[Explaining that it is not seemly for every one to adduce parables, especially concerning Divine actions.]

رومی » مثنوی معنوی » بخش 126 - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی

En

بخش 128–حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

Story of the thief who was asked, “What are you doing at the bottom of this wall at midnight?” and replied, “I am beating a drum.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 128 - حکایت آن دزد کی پرسیدند چه می‌کنی نیم‌شب در بن این دیوار گفت دهل می‌زنم

En

بخش 129–جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان

The answer to the parable which the unbelievers related concerning the hare's being sent as ambassador with a message to the elephant from the Moon in heaven.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 129 - جواب آن مثل کی منکران گفتند از رسالت خرگوش پیغام به پیل از ماه آسمان

En

بخش 130–معنی حزم و مثال مرد حازم

The meaning of prudence, and a parable of the prudent man.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 130 - معنی حزم و مثال مرد حازم

En

بخش 131–وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا

The banefulness of the action of the bird that abandons prudence from (motives of) greed and vain desire.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 131 - وخامت کار آن مرغ کی ترک حزم کرد از حرص و هوا

En

بخش 132–حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را

Story of the vow made by the dogs every winter that when next summer comes they will build a house for the winter.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 132 - حکایت نذر کردن سگان هر زمستان کی این تابستان چون بیاید خانه سازیم از بهر زمستان را

En

بخش 133–منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه

How the unbelievers stopped the prophets, on whom be peace, from giving admonition and brought forward Necessitarian arguments.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 133 - منع کردن انبیا را از نصیحت کردن و حجت آوردن جبریانه

En

بخش 134–جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را

The answer of the prophets, on whom be peace, to the Necessitarians.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 134 - جواب انبیا علیهم السلام مر جبریان را

En

بخش 135–مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را

How the infidels repeated the Necessitarian arguments.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 135 - مکرر کردن کافران حجتهای جبریانه را

En

بخش 136–باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را

How the prophets, on whom be peace, answered them again.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 136 - باز جواب انبیا علیهم السلام ایشان را

En

بخش 137–مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

How the people (of Sabá) repeated their resistance to the (prophets') hope (of converting them and set themselves) against the prophets, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 137 - مکرر کردن قوم اعتراض ترجیه بر انبیا علیهم‌السلام

En

بخش 138–باز جواب انبیا علیهم السلام

How the prophets, on whom be peace, answered them once more.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 138 - باز جواب انبیا علیهم السلام

En

بخش 139–حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها

The wisdom of (God's) having created Hell in the world hereafter and the prison of (tribulation in) the present world to the end that they may be places of worship for the arrogant (evil-doers): “Come ye willingly or unwillingly.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 139 - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها

En

بخش 140–بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة

Explaining how God most High has made the bodily form of kings a means of subduing the insolent (sinners) who are not subject to God, just as Moses, on whom be peace, built the Báb-i Saghír in the wall of Jerusalem in order that the insolent (and wicked) men among the Israelites might bow low when they entered in, (according to the text), “Enter the gate, prostrating yourselves, and say ‘hittatun.’”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 140 - بیان آنک حق تعالی صورت ملوک را سبب مسخر کردن جباران کی مسخر حق نباشند ساخته است چنانک موسی علیه السلام باب صغیر ساخت بر ربض قدس جهت رکوع جباران بنی اسرائیل وقت در آمدن کی ادخلوا الباب سجدا و قولوا حطة

En

بخش 141–قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی

Story of the Súfí's being enamoured of the empty food-wallet.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 141 - قصه عشق صوفی بر سفرهٔ تهی

En

بخش 142–مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو

How Jacob, on whom be peace, was privileged to taste the cup of God from the face of Joseph, and inhale the scent of God from the scent of Joseph; and the exclusion of his (Joseph's) brethren and others from both these (privileges).

رومی » مثنوی معنوی » بخش 142 - مخصوص بودن یعقوب علیه السلام به چشیدن جام حق از روی یوسف و کشیدن بوی حق از بوی یوسف و حرمان برادران و غیر هم ازین هر دو

En

بخش 143–حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق

Story of the Amír and his slave who was very fond of the ritual prayer and had a great joy in the ritual prayer and in communing with God.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 143 - حکایت امیر و غلامش کی نماز باره بود وانس عظیم داشت در نماز و مناجات با حق

En

بخش 144–نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل

How the prophets lost hope of being accepted and approved by the unbelievers, as God hath said: “Until, when the (Divine) Messengers despaired…”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 144 - نومید شدن انبیا از قبول و پذیرای منکران قوله حتی اذا استیاس الرسل

En

بخش 145–بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

Explaining how the faith of the conventional (worldly) man consists in fear and hope.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 145 - بیان آنک ایمان مقلد خوفست و رجا

En

بخش 146–بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء

Setting forth how the Prophet, on whom be peace, said, “Verily, God most High hath friends who are concealed.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 146 - بیان آنک رسول علیه السلام فرمود ان لله تعالی اولیاء اخفیاء

En

بخش 147–حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن

The story of Anas, may God be pleased with him: how he cast a napkin into a fiery oven, and it was not burnt.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 147 - حکایت مندیل در تنور پر آتش انداختن انس رضی الله عنه و ناسوختن

En

بخش 148–قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته

Story of the Prophet's, on whom be peace, coming to the aid of a caravan of Arabs who had been brought to sore straits by thirst and lack of water and had set their minds on death: (both) the camels and the people (of the caravan) had let their tongues drop out (of their mouths from exhaustion).

رومی » مثنوی معنوی » بخش 148 - قصهٔ فریاد رسیدن رسول علیه السلام کاروان عرب را کی از تشنگی و بی‌آبی در مانده بودند و دل بر مرگ نهاده شتران و خلق زبان برون انداخته

En

بخش 149–مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی

How he (the Prophet) miraculously filled the slave's water-skin with water from the Unseen World and made the face of that negro slave white by permission of God most High.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 149 - مشک آن غلام ازغیب پر آب کردن بمعجزه و آن غلام سیاه را سپیدرو کردن باذن الله تعالی

Enآڈیو

بخش 150–دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت

How the master saw his slave white and did not recognise him and said, “Thou hast killed my slave: the murder hath found thee out, and God hath thrown thee into my hands.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 150 - دیدن خواجه غلام خود را سپید و ناشناختن کی اوست و گفتن کی غلام مرا تو کشته‌ای خونت گرفت و خدا ترا به دست من انداخت

Enآڈیو

بخش 151–بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است

Explaining that whatsoever God most High bestowed and created— the heavens and the earths and the substances and the accidents— He created all (this) at the demand of need, and that one must make one's self in need of a thing, so that He may bestow it; for “… Or He who answers the sorely distressed when he calls unto Him?” Sore distress is the evidence of worthiness (to receive the Divine bounty).

رومی » مثنوی معنوی » بخش 151 - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است

Enآڈیو

بخش 152–آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسی‌وار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم

How the unbelieving woman came to Mustafá (Mohammed), on whom be peace, with a sucking babe, and how it spoke, like Jesus, of the miracles of the Prophet, God bless and save him!

رومی » مثنوی معنوی » بخش 152 - آمدن آن زن کافر با طفل شیرخواره به نزدیک مصطفی علیه السلام و ناطق شدن عیسی‌وار به معجزات رسول صلی الله علیه و سلم

En

بخش 153–ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن

How an eagle seized the boot of the Prophet, on whom be peace, and carried it into the air and turned it upside down, and how a black serpent dropped down from the boot.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 153 - ربودن عقاب موزهٔ مصطفی علیه السلام و بردن بر هوا و نگون کردن و از موزه مار سیاه فرو افتادن

En

بخش 154–وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرا

The right way of taking a lesson from this story and knowing with certainty that “verily, together with hardship there is ease.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 154 - وجه عبرت گرفتن ازین حکایت و یقین دانستن کی ان مع العسر یسرا

En

بخش 155–استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور

How a certain man demanded of Moses (that he should teach him) the language of the beasts and birds.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 155 - استدعاء آن مرد از موسی زبان بهایم با طیور

En

بخش 156–وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن

How Revelation came from God most High to Moses that he should teach him the thing demanded by him, or part of it.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 156 - وحی آمدن از حق تعالی به موسی کی بیاموزش چیزی کی استدعا کند یا بعضی از آن

En

بخش 157–قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلام

How that seeker was content to be taught the language of domestic fowls and dogs, and how Moses, on whom be peace; complied with his request.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 157 - قانع شدن آن طالب به تعلیم زبان مرغ خانگی و سگ و اجابت موسی علیه السلام

En

بخش 158–جواب خروس سگ را

The cock's answer to the dog.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 158 - جواب خروس سگ را

En

بخش 159–خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

[How the cock became abashed before the dog on account of being false in those three promises.]

رومی » مثنوی معنوی » بخش 159 - خجل گشتن خروس پیش سگ به سبب دروغ شدن در آن سه وعده

En

بخش 160–خبر کردن خروس از مرگ خواجه

How the cock foretold the death of the Khwája.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 160 - خبر کردن خروس از مرگ خواجه

En

بخش 161–دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید

How that person ran to Moses for protection when he heard from the cock the announcement of his death.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 161 - دویدن آن شخص به سوی موسی به زنهار چون از خروس خبر مرگ خود شنید

En

بخش 162–دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا

How Moses prayed for that person, that he might depart from the world (die) in the Faith.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 162 - دعاکردن موسی آن شخص را تا بایمان رود از دنیا

En

بخش 163–اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام

How God most High answered favourably the prayer of Moses, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 163 - اجابت کردن حق تعالی دعای موسی را علیه السلام

En

بخش 164–حکایت آن زنی کی فرزندش نمی‌زیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا

Story of the woman whose children never lived (long), and how, when she made lamentation (to God), the answer came—“That is instead of thy (unpractised) ascetic discipline and is for thee in lieu of the self-mortification of those who mortify themselves.”

رومی » مثنوی معنوی » بخش 164 - حکایت آن زنی کی فرزندش نمی‌زیست بنالید جواب آمد کی آن عوض ریاضت تست و به جای جهاد مجاهدانست ترا

En

بخش 165–در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره

How Hamza, may God be well-pleased with him, came to battle without a coat of mail.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 165 - در آمدن حمزه رضی الله عنه در جنگ بی زره

En

بخش 166–جواب حمزه مر خلق را

The reply of Hamza to the people.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 166 - جواب حمزه مر خلق را

En

بخش 167–حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا

The means of preventing one's self from being swindled in sale and purchase.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 167 - حیله دفع مغبون شدن در بیع و شرا

En

بخش 168–وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی

How Bilál, may God be well-pleased with him, died rejoicing.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 168 - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی

En

بخش 169–حکمت ویران شدن تن به مرگ

The (Divine) wisdom in ruining the body by death.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 169 - حکمت ویران شدن تن به مرگ

En

بخش 170–تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی

Comparison of this world, which is wide in appearance and narrow in reality, (to a bathroom), and comparison (of the next world) to sleep, which is the (means of) release from this narrowness.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 170 - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی

En

بخش 171–بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکی‌ست همه از تن است کی ارضی است و سفلی

Setting forth that whatever is (denoted by the terms) heedlessness and anxiety and indolence and darkness is all (derived) from the body, which belongs to the earth and the lower world.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 171 - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکی‌ست همه از تن است کی ارضی است و سفلی

En

بخش 172–تشبیه نص با قیاس

Comparison between Statute and analogy.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 172 - تشبیه نص با قیاس

En

بخش 173–آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ

The rules to be observed by listeners and disciples at the emanation of wisdom from the tongue of the Shaykh.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 173 - آداب المستمعین والمریدین عند فیض الحکمة من لسان الشیخ

En

بخش 174–شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نی

How every animal knows the smell of its enemy and takes precaution. The folly and perdition of him that is the enemy of that One against whom precaution is impossible, and flight is impossible, and resistance is impossible.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 174 - شناختن هر حیوانی بوی عدو خود را و حذر کردن و بطالت و خسارت آنکس کی عدو کسی بود کی ازو حذر ممکن نیست و فرار ممکن نی و مقابله ممکن نی

En

بخش 175–فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز

The difference between knowing a thing by comparison and convention and knowing the quiddity of that thing.

رومی » مثنوی معنوی » بخش 175 - فرق میان دانستن چیزی به مثال و تقلید و میان دانستن ماهیت آن چیز

En
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. ...
  5. 8
  6. 9
  7. 10
  8. ...
  9. 20
پچھلا صفحہاگلا صفحہ