صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر چهارم

باب

دفتر چهارم

نظمیں

دفتر چهارم

  1. زندہ رود
  2. »رومی
  3. »مثنوی معنوی
  4. »دفتر چهارم

بخش 1–سر آغاز

IN THE NAME OF GOD THE MERCIFUL, THE COMPASSIONATE

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 1 - سر آغاز

Enآڈیو
39 اشعار

بخش 2–تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر می‌کرد و می‌گفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

Conclusion of the story of the lover who fled from the night-patrol into an orchard unknown to him, and for joy at finding his beloved in the orchard called down blessings on the night-patrol and said, “It may be that ye loathe a thing although it is better for you.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 2 - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر می‌کرد و می‌گفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

Enآڈیو
40 اشعار

بخش 3–حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سخت‌دلان و بی‌اعتقادان کردی

Story of the preacher who at the beginning of every exhortation used to pray for the unjust and hard-hearted and irreligious.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 3 - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سخت‌دلان و بی‌اعتقادان کردی

Enآڈیو
32 اشعار

بخش 4–سؤال کردن از عیسی علیه‌السلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعب‌تر چیست

How they asked Jesus, on whom be peace, saying, “O Spirit of God, what is the hardest thing to bear of all the hard things in existence?”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 4 - سؤال کردن از عیسی علیه‌السلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعب‌تر چیست

Enآڈیو
7 اشعار

بخش 5–قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی

The lover’s attempted perfidy, and how the beloved scolded him.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 5 - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی

Enآڈیو
37 اشعار

بخش 6–قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانه‌ای بگرفت

Story of the Súfí who caught his wife with a strange man.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 6 - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانه‌ای بگرفت

Enآڈیو
28 اشعار

بخش 7–معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم

How the wife, for the sake of imposition, hid the beloved one under her chádar and offered a false excuse, “for verily, great is the cunning of you (women).”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 7 - معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم

Enآڈیو
12 اشعار

بخش 8–گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده

How the wife said that she (the lady) was not bent upon household goods, and that what she wanted was modesty and virtue; and how the Súfí answered her (his wife) cryptically.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 8 - گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده

Enآڈیو
17 اشعار

بخش 9–غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را

The purpose for which God is called Samí‘ (Hearing) and Basír (Seeing).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 9 - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را

En
23 اشعار

بخش 10–مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام

Comparison of this world to a bath-stove and of piety to the bath.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 10 - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام

En
19 اشعار

بخش 11–قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد

Story of the tanner who fainted and sickened on smelling otto and musk in the bazaar of the perfumers.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 11 - قصهٔ آن دباغ کی در بازار عطاران از بوی عطر و مشک بیهوش و رنجور شد

En
32 اشعار

بخش 12–معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین

How the tanner’s brother sought to cure him secretly with the smell of dung.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 12 - معالجه کردن برادر دباغ دباغ را به خفیه به بوی سرگین

En
17 اشعار

بخش 13–عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 13 - عذر خواستن آن عاشق از گناه خویش به تلبیس و روی پوش و فهم کردن معشوق آن را نیز

En
14 اشعار

بخش 14–رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن

How the beloved rejected the excuses of the lover and rubbed h duplicity into him

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 14 - رد کردن معشوقه عذر عاشق را و تلبیس او را در روی او مالیدن

En
33 اشعار

بخش 15–گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را

How the Jew said to ‘Alí, may God honour his person, “If thou hast confidence in God's protection, cast thyself down from the top of this kiosk”; and how the Prince of the Faithful answered him.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 15 - گفتن آن جهود علی را کرم الله وجهه کی اگر اعتماد داری بر حافظی حق از سر این کوشک خود را در انداز و جواب گفتن امیرالمؤمنین او را

En
35 اشعار

بخش 16–قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیه‌السلام پیش از سلیمان علیه‌السلام بر بنای آن مسجد

Story of the Farther Mosque and the carob and how, before (the reign of) Solomon, on whom be peace, David, on whom be peace, resolved on building that Mosque.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 16 - قصهٔ مسجد اقصی و خروب و عزم کردن داود علیه‌السلام پیش از سلیمان علیه‌السلام بر بنای آن مسجد

En
18 اشعار

بخش 17–شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت

Explanation of “Verily, the Faithful are brothers, and the ‘ulamá (divines) are as one soul”; in particular, the oneness of David, Solomon, and all the other prophets, on whom be peace: if you disbelieve in one of them, (your) faith in any prophet will not be perfect; and this is the sign of (their) oneness, that if you destroy a single one of those thousands of houses, all the rest will be destroyed, and not a single wall will be left standing; for “We make no distinction between any of them (the prophets).” Indication is sufficient for him that hath intelligence: this goes even beyond indication.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 17 - شرح انما المؤمنون اخوة والعلماء کنفس واحدة خاصه اتحاد داود و سلیمان و سایر انبیا علیهم‌السلام کی اگر یکی ازیشان را منکر شوی ایمان به هیچ نبی درست نباشد و این علامت اتحادست کی یک خانه از هزاران خانه ویران کنی آن همه ویران شود و یک دیوار قایم نماند کی لانفرق بین احد منهم و العاقل یکفیه الاشارة این خود از اشارت گذشت

En
61 اشعار

بخش 18–بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی

The rest of the Story of the building of the Farther Mosque.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 18 - بقیهٔ قصهٔ بنای مسجد اقصی

En
20 اشعار

بخش 19–قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول

Story of the beginning of the Caliphate of ‘Uthmán, may God be well-pleased with him, and his sermon expounding that the doer who exhorts by deeds is better than the speaker who exhorts by words.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 19 - قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله عنه و خطبهٔ وی در بیان آنک ناصح فعال به فعل به از ناصح قوال به قول

En
34 اشعار

بخش 20–در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود

Explaining that (while) philosophers say that Man is the microcosm, theosophists say that Man is the macrocosm, the reason being that philosophy is confined to the phenomenal form of Man, whereas theosophy is connected with the essential truth of his true nature.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 20 - در بیان آنک حکما گویند آدمی عالم صغریست و حکمای اللهی گویند آدمی عالم کبریست زیرا آن علم حکما بر صورت آدمی مقصور بود و علم این حکما در حقیقت حقیقت آدمی موصول بود

En
17 اشعار

بخش 21–تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق

Exposition of the Hadíth, “The parable of my community is the parable of the Ship (Ark) of Noah: whoso shall cleave to it is saved, and whoso shall hold back from it is drowned.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 21 - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق

En
25 اشعار

بخش 22–قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیه‌السلام

Story of Bilqís' sending a gift from the city of Sabá to Solomon, on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 22 - قصهٔ هدیه فرستادن بلقیس از شهر سبا سوی سلیمان علیه‌السلام

En
35 اشعار

بخش 23–کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره

The miraculous gifts and illumination of Shaykh ‘Abdullah Maghribi, may God sanctify his spirit.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 23 - کرامات و نور شیخ عبدالله مغربی قدس الله سره

En
16 اشعار

بخش 24–بازگردانیدن سلیمان علیه‌السلام رسولان بلقیس را به آن هدیه‌ها کی آورده بودند سوی بلقیس و دعوت کردن بلقیس را به ایمان و ترک آفتاب‌پرستی

How Solomon, on whom be peace, bade the envoys of Bilqis ret urn to her with the gifts which they had brought; and how he called Bilqis to (accept) the Faith and to abandon sun-worship.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 24 - بازگردانیدن سلیمان علیه‌السلام رسولان بلقیس را به آن هدیه‌ها کی آورده بودند سوی بلقیس و دعوت کردن بلقیس را به ایمان و ترک آفتاب‌پرستی

En
11 اشعار

بخش 25–قصهٔ عطاری کی سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و دزدیدن مشتری گل خوار از آن گل هنگام سنجیدن شکر دزدیده و پنهان

Story of the druggist whose balance-weight was clay for washing the head; and how a customer, who was a clay-eater, stole some of that clay covertly and secretly, whilst sugar was being weighed.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 25 - قصهٔ عطاری کی سنگ ترازوی او گل سرشوی بود و دزدیدن مشتری گل خوار از آن گل هنگام سنجیدن شکر دزدیده و پنهان

En
28 اشعار

بخش 26–دلداری کردن و نواختن سلیمان علیه‌السلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان

How Solomon, on whom be peace, showed affection and kindness to the envoys and removed (feelings of) resentment and injury from their hearts and explained to them the reason for declining the gift.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 26 - دلداری کردن و نواختن سلیمان علیه‌السلام مر آن رسولان را و دفع وحشت و آزار از دل ایشان و عذر قبول ناکردن هدیه شرح کردن با ایشان

En
25 اشعار

بخش 27–دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بی‌مشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوه‌های تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ

How a dervish saw in dream a company of Shaykhs and begged for a daily portion of lawful food (which he should receive) without being occupied with earning (it) and being (thereby) incapacitated from devotional service; and how they directed him, and how the sour and bitter mountain-fruit became sweet to him through the bounty of those Shaykhs.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 27 - دیدن درویش جماعت مشایخ را در خواب و درخواست کردن روزی حلال بی‌مشغول شدن به کسب و از عبادت ماندن و ارشاد ایشان او را و میوه‌های تلخ و ترش کوهی بر وی شیرین شدن به داد آن مشایخ

En
11 اشعار

بخش 28–نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزم‌کش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزم‌کش از ضمیر و نیت او

How he formed an intention, saying, ‘I will give this money to that carrier of firewood, since I have obtained daily provision through the miraculous gifts of the Shaykhs’; and how the carrier of firewood was offended by his secret thought and intention.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 28 - نیت کردن او کی این زر بدهم بدان هیزم‌کش چون من روزی یافتم به کرامات مشایخ و رنجیدن آن هیزم‌کش از ضمیر و نیت او

En
29 اشعار

بخش 29–تحریض سلیمان علیه‌السلام مر رسولان را بر تعجیل به هجرت بلقیس بهر ایمان

[How Solomon, on whom be peace, urged the envoys to hasten the emigration of Bilqis (from her kingdom) for the Faith’s sake.]

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 29 - تحریض سلیمان علیه‌السلام مر رسولان را بر تعجیل به هجرت بلقیس بهر ایمان

En
8 اشعار

بخش 30–سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان

The cause of the emigration of (Ibráhím son of) Adham, may God sanctify his spirit, and his abandoning the kingdom of Khurásán.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 30 - سبب هجرت ابراهیم ادهم قدس الله سره و ترک ملک خراسان

En
19 اشعار

بخش 31–حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد

Story of the thirsty man who dropped walnuts from the top of a walnut-tree into the water-brook that was in the hollow, without reaching the water (himself), in order that he might hear the sound made by the walnuts falling on the water, which thrilled him with joy as (though it were) sweet music.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 31 - حکایت آن مرد تشنه کی از سر جوز بن جوز می‌ریخت در جوی آب کی در گو بود و به آب نمی‌رسید تا به افتادن جوز بانگ آب# بشنود و او را چو سماع خوش بانگ آب اندر طرب می‌آورد

Enآڈیو
36 اشعار

بخش 32–تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن

How Solomon, on whom be peace, sent a threatening message to Bilqis, saying, “Do not think to persist in polytheism and do not make delay.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 32 - تهدید فرستادن سلیمان علیه‌السلام پیش بلقیس کی اصرار میندیش بر شرک و تاخیر مکن

Enآڈیو
31 اشعار

بخش 33–پیدا کردن سلیمان علیه‌السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله

How Solomon, on whom be peace, explained (to Bilqis), saying, “My labour in (bringing about) thy (conversion to the) Faith is purely for God’s sake: I have not one atom of self-interest, either as regards thy person or thy beauty or thy kingdom. Thou thyself wilt see (this) when the eye of thy spirit is opened by the light of God.”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 33 - پیدا کردن سلیمان علیه‌السلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نورالله

En
17 اشعار

بخش 34–باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدس‌الله سره

The remainder of the story of Ibrahim son of Adham, may God sanctify his spirit.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 34 - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدس‌الله سره

En
16 اشعار

بخش 35–بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیه‌السلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او

The rest of the story of the people of Saba, and of the admonition and guidance given by Solomon, on whom be peace, to the kinsfolk of Bilqis—to every one (the particular guidance) suitable to his religious and spiritual difficulties; and how he caught (decoyed) each sort of conceptional bird with the whistle and bait proper for that sort of bird.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 35 - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیه‌السلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ او

En
14 اشعار

بخش 36–آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت

How Bilqis was freed from her kingdom and was intoxicated with longing for the Faith, and how at the moment of her (spiritual) emigration the regard of her desire became severed from the whole of her kingdom except from her throne.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 36 - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت

En
44 اشعار

بخش 37–چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سبا

How Solomon, on whom be peace, devised a plan for bringing the throne of Bilqis from Saba.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 37 - چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سبا

En
12 اشعار

بخش 38–قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه‌السلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی‌الله علیه و سلم

Story of Halíma's asking help of the idols when she lost Mustafá (Mohammed)—on whom be peace—after he was weaned, and how the idols trembled and prostrated themselves and bore witness to the grandeur of Mohammed's estate—may God bless and save him!

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 38 - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه‌السلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی‌الله علیه و سلم

En
21 اشعار

بخش 39–حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان

Story of the old Arab who directed Halíma to seek help from the idols.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 39 - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان

En
47 اشعار

بخش 40–خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه‌السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه‌السلام

How ‘Abdu ’l-Muttalib, the grandfather of Mustafá (Mohammed), got news of Halíma's having lost Mohammed, on whom be peace, and searched for him round the city and made lamentation at the door of the Ka‘ba and besought God and found him (Mohammed), on whom be peace.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 40 - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیه‌السلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیه‌السلام

En
50 اشعار

بخش 41–نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیه‌السلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتن

How ‘Abdu ’l-Muttalib asked for a clue to the place where Mohammed was—peace be upon him!—saying, “Where shall I find him?” and how he was answered from within the Ka‘ba and obtained the clue.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 41 - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیه‌السلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتن

En
8 اشعار

بخش 42–بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس را

The rest of the story of (the Divine) Mercy’s calling Bilqis.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 42 - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس را

En
4 اشعار

بخش 43–مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس وی‌اند و نعره‌زنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَ

Parable of Man's being contented with (the goods of) this world, and his greed in seeking (them) and his indifference to the high and blessed estate of the spiritual who are his congeners (and are) crying, “Oh, would that my people might know!”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 43 - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس وی‌اند و نعره‌زنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَ

En
68 اشعار

بخش 44–بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیه‌السلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارا

The rest of the story of Solomon, on whom be peace: how he built the Farther Mosque (the Temple of Solomon) by instruction and inspiration from God, (given to him) for wise purposes which He (only) knows; and how angels, demons, genies, and men lent visible aid.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 44 - بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیه‌السلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارا

En
43 اشعار

بخش 45–قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام

Story of the poet and how the king gave him a reward and how the vizier, whose name was Bu ’l-Hasan, made it many times greater.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 45 - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام

En
10 اشعار

بخش 46–باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم

How after several years the poet came back in the hope of (receiving) the same reward, and how the king according to his custom ordered a thousand dinars to be given to him, and how the new vizier, who was also named Hasan, said to the king, “This is very much: we have (great) expenses and the treasury is empty, and I will satisfy him with a tenth of that (sum).”

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 46 - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم

En
74 اشعار

بخش 47–مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون

The resemblance of the bad judgement of this base vizier in corrupting the king's generosity to (that of) the vizier of Pharaoh, namely, Hámán, in corrupting the readiness of Pharaoh to receive (the true Faith).

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 47 - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون

En
23 اشعار

بخش 48–نشستن دیو بر مقام سلیمان علیه‌السلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیه‌السلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن

How the Demon sat on the place (throne) of Solomon, on whom be peace, and imitated his actions; and concerning the manifest difference between the two Solomons, and how the Demon called himself Solomon son of David.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 48 - نشستن دیو بر مقام سلیمان علیه‌السلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیه‌السلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردن

En
24 اشعار

بخش 49–درآمدن سلیمان علیه‌السلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد

How Solomon, on whom be peace, entered the Farther Mosque daily, after its completion, for the purpose of worshipping and directing the worshippers and devotees; and how medicinal herbs grew in the Mosque.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 49 - درآمدن سلیمان علیه‌السلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد

En
14 اشعار

بخش 50–آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود

How Qábíl (Cain) learned the trade of grave-digging from the crow (raven), before knowledge of grave-digging and graves existed in the world.

رومی » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش 50 - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود

En
57 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
اگلا صفحہ