صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر چهارم
  4. »بخش 37 - چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سبا

بخش 37 - چاره کردن سلیمان علیه‌السلام در احضار تخت بلقیس از سبا

How Solomon, on whom be peace, devised a plan for bringing the throne of Bilqis from Saba.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

گفت عفریتی که تختش را به فن

حاضر آرم تا تو زین مجلس شدن

A certain ‘Ifrit (demon) said, “By (my) art I will bring her throne here before thy departure from this council.”

2

گفت آصف من به اسم اعظمش

حاضر آرم پیش تو در یک دمش

Asaf said, “By means of the greatest Name (of God) I will bring it here into thy presence in a single moment.”

3

گرچه عفریت اوستاد سحر بود

لیک آن از نفخ آصف رو نمود

Though the ‘Ifrit was a master of magic, yet that (miracle) was displayed by the breath (spiritual power) of Asaf.

4

حاضر آمد تخت بلقیس آن زمان

لیک ز آصف نه از فن عفریتیان

The throne of Bilqis came into the presence instantly, but through Maf, not through the art of them that have the (malignant) nature of ‘Ifrits.

5

گفت حمدالله برین و صد چنین

که بدیدستم ز رب العالمین

He (Solomon) said, “Praise to God for this and a hundred such (favours) which I have seen (received) from the Lord of created beings.”

6

پس نظر کرد آن سلیمان سوی تخت

گفت آری گول‌گیری ای درخت

Then Solomon turned his eyes towards the throne. “Yes,” he said, “thou art one that catches fools, O tree!”

7

پیش چوب و پیش سنگ نقش‌کَند

ای بسا گولان که سرها می‌نهند

Oh, many are the fools that lay down their heads before wood and graven stone.

8

ساجد و مسجود از جان بی‌خبر

دیده از جان جنبشی واندک اثر

(Both) the worshipper and the object of worship are ignorant of the spirit; (but) he (the worshipper) has felt a movement and a slight effect of the spirit.

9

دیده در وقتی که شد حیران و دنگ

که سخن گفت و اشارت کرد سنگ

He has felt, at the moment when he became rapt (in devotion) and bewildered, that the stone spoke and made signs.

10

نرد خدمت چون به ناموضع بباخت

شیر سنگین را شقی شیری شناخت

When the wretched man bestowed his devotion in the wrong place and deemed the lion of stone to be a (real) lion,

11

از کرم شیر حقیقی کرد جود

استخوانی سوی سگ انداخت زود

The real Lion, from kindness, showed munificence and at once threw a bone to the dog,

12

گفت گرچه نیست آن سگ بر قوام

لیک ما را استخوان لطفیست عام

And said, “Although the dog is not in (due) order, yet as regards me the bone is a bounty of which all partake.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون سلیمان سوی مرغان سبا

یک صفیری کرد بست آن جمله را

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 36 - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تخت

اگلی نظم

قصهٔ راز حلیمه گویمت

تا زداید داستان او غمت

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 38 - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه‌السلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی‌الله علیه و سلم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور