صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر چهارم
  4. »بخش 45 - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام

بخش 45 - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نام

Story of the poet and how the king gave him a reward and how the vizier, whose name was Bu ’l-Hasan, made it many times greater.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

شاعری آورد شعری پیش شاه

بر امید خلعت و اکرام و جاه

A poet brought a poem before the king in hope of (receiving) robes of honour and bounty and rank.

2

شاه مکرم بود فرمودش هزار

از زر سرخ و کرامات و نثار

The king was munificent: he ordered him (to receive) a thousand (dinars) of red gold and bounties and largesse.

3

پس وزیرش گفت کین اندک بود

ده هزارش هدیه وا ده تا رود

Then the vizier said to him, “This is (too) little: bestow (on him) a gift of ten thousand (dinars), that he may depart (satisfied).

4

از چنو شاعر نس از تو بحردست

ده هزاری که بگفتم اندکست

From a poet like him intellect (displays itself); from thee, whose hand is like the ocean (in bounty), the (sum of) ten thousand (dinars) which I mentioned is little.”

5

فقه گفت آن شاه را و فلسفه

تا برآمد عشر خرمن از کفه

He argued and reasoned with the king until the tithe on the threshed grain was made up out of the unthreshed ears of corn (which remain on the threshing-floor).

6

ده هزارش داد و خلعت درخورش

خانهٔ شکر و ثنا گشت آن سرش

He (the king) gave him the ten thousand (dinars) and the robes of honour suitable to him: his head became a house of thanksgiving and praise.

7

پس تفحص کرد کین سعی کی بود

شاه را اهلیت من کی نمود

Then he made inquiry, saying, “Whose work was this? Who declared my merit to the king?”

8

پس بگفتندش فلان‌الدین وزیر

آن حسن نام و حسن خلق و ضمیر

So they told him, “(It was) —— al-Dín, the vizier, he whose name is Hasan and whose disposition and heart are good (hasan).”

9

در ثنای او یکی شعری دراز

بر نبشت و سوی خانه رفت باز

He wrote a long poem in praise of him (the vizier) and returned home.

10

بی‌زبان و لب همان نعمای شاه

مدح شه می‌کرد و خلعتهای شاه

Without tongue or lip (mutely) that bounty of the king and those robes of honour bestowed by the king were praising the king.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای سلیمان مسجد اقصی بساز

لشکر بلقیس آمد در نماز

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 44 - بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیه‌السلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکارا

اگلی نظم

بعد سالی چند بهر رزق و کشت

شاعر از فقر و عَوَز محتاج گشت

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 46 - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور