صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
  3. »جامی / دیوان اشعار

وزن کے تحت کتاب

وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

334 نظمیں

نظمیں

وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 8–گر نیابم بویی از وصل تو در گلزارها

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 8

7 اشعار

غزل شمارهٔ 15–جز هوای وصل تو در سر هوس نبود مرا

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 15

7 اشعار

غزل شمارهٔ 24–کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرا

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 24

7 اشعار

غزل شمارهٔ 27–زلف تو بر مه پریشان کرده مشک ناب را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 27

7 اشعار

غزل شمارهٔ 27–اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 27

7 اشعار

غزل شمارهٔ 28–من نه تنها خواهم این خوبان شهرآشوب را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 28

7 اشعار

غزل شمارهٔ 28–ای فکنده عزت حسنت به صد خواری مرا

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 28

7 اشعار

غزل شمارهٔ 29–پیش قدت دست خدمت بسته هر سروی که هست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 29

7 اشعار

غزل شمارهٔ 30–پیر ما بگذاشت آخر شیوه زهاد را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 30

7 اشعار

غزل شمارهٔ 31–عشق باید کز دو عالم فرد سازد مرد را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 31

7 اشعار

غزل شمارهٔ 32–یارب انصافی بده آن شیخ دعوی دار را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 32

7 اشعار

غزل شمارهٔ 33–چند بوسم دست و پا پیک دیار یار را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 33

7 اشعار

غزل شمارهٔ 34–کیست کز عشاق پیغامی رساند یار را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 34

7 اشعار

غزل شمارهٔ 35–ما مرید راه عشقیم و جوانان پیر ما

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 35

7 اشعار

غزل شمارهٔ 36–برکش ای صوفی ز سر این خرقه سالوس را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 36

7 اشعار

غزل شمارهٔ 37–من که جا کردم به دل آن کافر بدکیش را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 37

7 اشعار

غزل شمارهٔ 38–هر دم افروزی چو گل رخسار آتشناک را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 38

7 اشعار

غزل شمارهٔ 39–مطرب امشب ساز کن با ناله من چنگ را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 39

7 اشعار

غزل شمارهٔ 40–من که خدمت کرده ام رندان درد آشام را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 40

7 اشعار

غزل شمارهٔ 41–می فزایی خط مشکین عارض چون سیم را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 41

7 اشعار

غزل شمارهٔ 44–واله عشق تو را تمییز خار از گل کی است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 44

7 اشعار

غزل شمارهٔ 45–گوشه برقع فتاد از طرف رخ آن ماه را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 45

7 اشعار

غزل شمارهٔ 46–ای مه خرگه نشین از رخ برافکن پرده ا

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 46

7 اشعار

غزل شمارهٔ 46–بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 46

9 اشعار

غزل شمارهٔ 47–رخنه کردی دل به قصد جان من دیوانه را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 47

7 اشعار

غزل شمارهٔ 49–بلبلا هر شب تو را این ناله های زار چیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 49

8 اشعار

غزل شمارهٔ 51–زان همی ریزم سرشک لاله رنگ خویش را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 51

7 اشعار

غزل شمارهٔ 52–گر بدانی قیمت یک تار موی خویش را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 52

7 اشعار

غزل شمارهٔ 53–بس که می آیم به کویت شرم می آید مرا

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 53

7 اشعار

غزل شمارهٔ 58–شیوه عقل از دل دیوانه بیرون کردنیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 58

7 اشعار

غزل شمارهٔ 58–با تو یک دم بخت من همدم نمی سازد مرا

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 58

7 اشعار

غزل شمارهٔ 61–بی جمالت صوت مطرب مایه درد و غم است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 61

7 اشعار

غزل شمارهٔ 63–رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 63

8 اشعار

غزل شمارهٔ 64–گرچه هر روزی ز صد ره کم نمی بینم تو را

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 64

7 اشعار

غزل شمارهٔ 69–کار ما جز فکر مردن نیست دور از یار ما

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 69

7 اشعار

غزل شمارهٔ 69–لاله بین در بیستون چون غرق خون افتاده است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 69

7 اشعار

غزل شمارهٔ 70–طالب علم نظر شو خود جز این تحصیل چیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 70

9 اشعار

غزل شمارهٔ 74–ساقیا دور فلک منشور عید آورده است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 74

7 اشعار

غزل شمارهٔ 74–این همه خونخواریم زان نرگس خونخواره چیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 74

9 اشعار

غزل شمارهٔ 82–بر لبم آهی نمی آید که دودآمیز نیست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 82

9 اشعار

غزل شمارهٔ 84–آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 84

7 اشعار

غزل شمارهٔ 85–باغبان می خواست برد شاخی از سرو بلند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 85

7 اشعار

غزل شمارهٔ 85–هر کجا زد خیمه چون ماه سپهر آن آفتاب

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 85

7 اشعار

غزل شمارهٔ 86–ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 86

7 اشعار

غزل شمارهٔ 87–ای تو را قد خوب و ابرو خوب و زلف و چهره خوب

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 87

7 اشعار

غزل شمارهٔ 91–دردمندم عاجزم بیمار و تنها و غریب

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 91

7 اشعار

غزل شمارهٔ 98–در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 98

7 اشعار

غزل شمارهٔ 99–تیر مژگان کان دو چشم خوابناک انداختند

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 99

7 اشعار

غزل شمارهٔ 101–گفتمش ای سخت دل عهد تو سست است از نخست

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 101

7 اشعار

غزل شمارهٔ 102–پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 102

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
  7. 7
اگلا صفحہ