صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »فاتحة الشباب
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 30

غزل شمارهٔ 30

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

پیر ما بگذاشت آخر شیوه زهاد را

ساخت فرش میکده سجاده ارشاد را

2

خورده ام پیش از نماز صبح می بهر خدا

ای امام امروز با مطرب گذار اوراد را

3

چنگ استادی ست درس عشق گو مطرب کجاست

تا زمانی بر سر درس آرد این استاد را

4

صوفی دریوزه گر از بزم جمع دجله کش

گر رود غم نیست یک زنبیل کم بغداد را

5

اعتماد مفلس میخانه بر فیض خم است

نیست زادی چون توکل حاجی بی زاد را

6

از دم نی گرم کی گردد دل سخت فقیه

گرچه سازد فی المثل نرم این فسون پولاد را

7

جامیا خشت از سر خم گیر و گل از لای می

گر عمارت خواهی این دیر خراب آباد را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شد خاک قدم طوبی آن سرو سهی قد را

مااعظمه شانا ما ارفعه قدرا

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 29

اگلی نظم

عشق باید کز دو عالم فرد سازد مرد را

درد این معنی نباشد مردم بی درد را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 31

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را

جان ز تن آمد برون بویی ندادی باد را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 95

باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را

باز بر خورشید پوش آن جوشن شمشاد را

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

غمزه‌اش افزود در ایامِ خط بیداد را

زنگِ زهرِ جانستان شد تیغِ این جلّاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44

ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را

نیست حاجت حک و اصلاحی خطِ استاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را

کس قلم داخل نمی‌سازد خطِ استاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46

می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را

می‌کند از آب عریان، دشنهٔ فولاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را

نیست غیر از دانه آب این آسیای باد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور