صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 48

غزل شمارهٔ 48

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

صداکار: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1
11
از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را
نیست غیر از دانه آب این آسیای باد را
22
آب شد پیکانِ او تا از دلِ گرمم گذشت
می‌گدازد نامهٔ من خامهٔ فولاد را
33
طوقِ قمری سروِ بستان را کمندِ وحدت است
نیست از زنجیر پروا مردمِ آزاد را
44
می کند هر کس که بر عمرِ سبکرو اعتماد
می‌گذارد بر سرِ ریگِ روان بنیاد را
55
سخت‌جانان را نمی‌گردد ملامت سنگِ راه
بیستون سنگِ فَسان شد تیشهٔ فرهاد را
66
ناله‌ام بسیار بی‌رحمانه بر آهنگ زد
سخت می‌ترسم به رحم‌ آرد دلِ صیاد را
77
قوّتِ دستِ دعا گردد ز بی‌برگی زیاد
هست در خشکی گشایش پنجهٔ شمشاد را
88
حاجتِ پا سنگ نبود، سنگ چون باشد تمام
بر غمِ خود چند افزایی غمِ اولاد را
99
چشم در صُنعِ الهی باز‌کن، لب را ببند
بهتر از خواندن بود، دیدن خطِ استاد را
1010
سخت تر گردد گره هر‌گاه صائب تر شود
کی گشاید بادهٔ گلگون دلِ ناشاد را؟
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را

می‌کند از آب عریان، دشنهٔ فولاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

اگلی نظم

چشمِ حیران ساخت رویش خطِ مُشک‌اندود را

آه ازین آتش که در زنجیر دارد دود را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 49

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را

جان ز تن آمد برون بویی ندادی باد را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 95

پیر ما بگذاشت آخر شیوه زهاد را

ساخت فرش میکده سجاده ارشاد را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30

باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را

باز بر خورشید پوش آن جوشن شمشاد را

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

غمزه‌اش افزود در ایامِ خط بیداد را

زنگِ زهرِ جانستان شد تیغِ این جلّاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44

ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را

نیست حاجت حک و اصلاحی خطِ استاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را

کس قلم داخل نمی‌سازد خطِ استاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46

می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را

می‌کند از آب عریان، دشنهٔ فولاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00