صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. امیرخسرو دهلوی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 95

غزل شمارهٔ 95

شاعر: امیرخسرو دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ادرا

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

شب به روز آمد بسی کز دل نهادی یاد را

جان ز تن آمد برون بویی ندادی باد را

2

سر به دیوار سرایت می زنم تا بنگری

زانکه با باز شکاری خوش بود صیاد را

3

بازوی هجرت قوی در کشتن بیچارگان

چون قصاص افزون فتد عادت شود جلاد را

4

جان به فریادم برآمد، لیک صد جان آرزو

بشنوی و راه ندهی سوی جان فریاد را

5

ای که می گویی که وقتی لوح صبرت باد برد

سالها شد تا فرامش کرده ام آن یاد را

6

این همه خونابه کاشامم همی زین روز بد

بهترین روزی خلل اندازد این بنیاد را

7

چند گریم چون سیه رویی عشقم از قضاست

آب کی شستن تواند داغ مادرزاد را

8

تا به سوی گفت شیرین ست، دل خارا و کوه

کندن از ناخن چو گل چیدن بود فرهاد را

9

نوک مژگان تو در دل ماند خسرو را چنانک

در رگ بیمار نشتر بشکند فصاد را

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را

گه گهی می کن نوازش، میهمانی چند را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 94

اگلی نظم

من ز بهرت دوست دارم جان عشق‌اندیش را

کز سگان داغ او کردم دل درویش را

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 96

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

پیر ما بگذاشت آخر شیوه زهاد را

ساخت فرش میکده سجاده ارشاد را

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30

باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را

باز بر خورشید پوش آن جوشن شمشاد را

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

غمزه‌اش افزود در ایامِ خط بیداد را

زنگِ زهرِ جانستان شد تیغِ این جلّاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 44

ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را

نیست حاجت حک و اصلاحی خطِ استاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 45

ره مده در خطِ مشکین، شانهٔ شمشاد را

کس قلم داخل نمی‌سازد خطِ استاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 46

می‌گدازد خونِ گرمم نشترِ فَصّاد را

می‌کند از آب عریان، دشنهٔ فولاد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 47

از شکستِ ماست گردش، چرخِ بی‌بنیاد را

نیست غیر از دانه آب این آسیای باد را

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 48

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور