صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. جامی
  2. »دیوان اشعار
  3. »واسطة العقد
  4. »غزلیات
  5. »غزل شمارهٔ 86

غزل شمارهٔ 86

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: لاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای که سلطان خیالت کرده در جان منزل است

منزلت را منزلت بالاتر از آب و گل است

2

بس که جان و دل درآمد از در و دیوار تو

خانه ای گویی نه از آب و گل از جان و دل است

3

اینچنین کین خانه را بینم فروغ از روی تو

بیدلان را راز دل در وی نهفتن مشکل است

4

دل میان گریه دارد ازتو امید کنار

غرقه را از موج دریا آرزوی ساحل است

5

رحم کن بر حال تنها مانده تاریک رو

ای که مه در هودج و خورشیدت اندر محمل است

6

از تنم پیوند جان بگسل چو راندی ناقه تیز

زانکه تن را پای فرسوده ست و جان مستعجل است

7

می کند جامی روان سوی تو شعری تر چو آب

زانکه با آب روان طبع لطیفت مایل است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از تو بر دل‌ها کمین‌ها نیک نیست

وز کمین تاراج دین‌ها نیک نیست

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 85

اگلی نظم

زآهم آتش به خانه افتاده ست

وز دل این یک زبانه افتاده ست

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 87

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل است

بی‌شکست شیشه امید چراغان مشکل است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 512

احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است

هرچه می‌روید ازین صحرا زبان سایل است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 513

الفت تن باعث فکر پریشان دل است

دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 514

بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است

گردباد از شور مجنون آشیان بلبل است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 515

عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است

در بهار رنگ هر جا چشم واگردد گل است

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 516

در دل هر کس بود درد طلب در منزل است

آب در گوهر ز بی تابی به دریا واصل است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1019

این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود

دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1020

صفحه رخسار تا ساده است فرد باطل است

خال تا خط برنیارد دانه بی حاصل است

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1021

عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است

جلوهٔ او آشکار از پردهٔ آب و گل است

علامہ اقبال»زبور عجم»غزلیات»غزل شمارهٔ 41

گه تجلی مانع است و گاه هجران حایل است

حیرت اندر حیرتست و مشکل اندر مشکل است

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 110

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور