صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. اوزان
  2. »فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
  3. »جامی / دیوان اشعار

وزن کے تحت کتاب

وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

یہ صفحہ صرف وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں آنے والی نظمیں دکھاتا ہے۔

334 نظمیں

نظمیں

وزنِ فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) میں جامی کی کتاب دیوان اشعار

  1. زندہ رود
  2. »اوزان
  3. »فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
  4. »جامی / دیوان اشعار

غزل شمارهٔ 499–هر دم آیم بر درت با دیده خونبار خویش

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 499

7 اشعار

غزل شمارهٔ 500–زان میان گم کرده ام سررشته تدبیر خویش

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 500

7 اشعار

غزل شمارهٔ 504–چون به خواری خواستی راند آخرم از کوی خویش

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 504

7 اشعار

غزل شمارهٔ 507–بی وفا یارا چنین بی رحم و سنگین دل مباش

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 507

7 اشعار

غزل شمارهٔ 508–هر که روزی در نظر آن روی گلرنگ آیدش

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 508

5 اشعار

غزل شمارهٔ 512–کی کنم با کان گوهر درج لعلت را عوض

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 512

7 اشعار

غزل شمارهٔ 514–خال مشکین چیست بر رخ گرد لب نارسته خط

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 514

7 اشعار

غزل شمارهٔ 517–از لب میگون تو پرهیزگاران را چه حظ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 517

7 اشعار

غزل شمارهٔ 519–یار قصد قتل من دارد به تیغ انقطاع

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 519

7 اشعار

غزل شمارهٔ 522–کی به دعوی تاب آن روی چو مه دارد چراغ

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 522

7 اشعار

غزل شمارهٔ 524–نقد عمر زاهدان در توبه از می شد تلف

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 524

7 اشعار

غزل شمارهٔ 525–باده صاف و محتسب با باده نوشان در مصاف

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 525

7 اشعار

غزل شمارهٔ 534–روز ما را ساخت چون شب تیره آن ماه از فراق

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 534

7 اشعار

غزل شمارهٔ 537–زد به شکرخنده لعلت بر دل ریشم نمک

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 537

7 اشعار

غزل شمارهٔ 538–چون تو ناوک افکنی سویم دل و جان یک به یک

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 538

7 اشعار

غزل شمارهٔ 544–جان عاشق چون بود از آرزوی طبع پاک

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 544

7 اشعار

غزل شمارهٔ 554–من که مهر عارضت می ورزم از صبح ازل

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 554

7 اشعار

غزل شمارهٔ 555–قتل من خواهد ز یکسو غم ز دیگر سو اجل

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 555

7 اشعار

غزل شمارهٔ 569–می رسی خندان و می گویی به پایم چشم مال

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 569

7 اشعار

غزل شمارهٔ 576–زد ز غنچه بار دیگر خیمه بر گلزار گل

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 576

9 اشعار

غزل شمارهٔ 577–دوشم آورد از چمن باد صبا پیغام گل

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 577

7 اشعار

غزل شمارهٔ 578–می خرامد سوی بستان شاهد رعنای گل

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 578

7 اشعار

غزل شمارهٔ 600–این چنین کز دیده و دل غرق آب و آتشم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 600

7 اشعار

غزل شمارهٔ 625–نیستم چون یار ترکی‌گو ولی تا زنده‌ام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 625

7 اشعار

غزل شمارهٔ 629–ما به رنجوری و مهجوری و دوری ساختیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 629

7 اشعار

غزل شمارهٔ 637–چند روزی می برد بخت بد از کوی توام

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 637

7 اشعار

غزل شمارهٔ 660–هر شبی کز ماه مهرافروز خود یاد آورم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 660

7 اشعار

غزل شمارهٔ 669–بس که درد سر ز فریاد و فغان خود کشم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 669

7 اشعار

غزل شمارهٔ 671–ما نه آن قومیم کز بار کسی گردن کشیم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 671

7 اشعار

غزل شمارهٔ 684–بس که شب‌ها دور ازان گل خاک بر سر می‌کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 684

7 اشعار

غزل شمارهٔ 688–کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 688

7 اشعار

غزل شمارهٔ 689–هر زمان گویم که مهر او ز دل بیرون کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 689

7 اشعار

غزل شمارهٔ 690–من که با یاد رخت آن آستان مسکن کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 690

8 اشعار

غزل شمارهٔ 691–هر زمانت پیش چشم خود تخیل می‌کنم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 691

7 اشعار

غزل شمارهٔ 695–سوی صحرا نی پی عیش و تماشا می روم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 695

7 اشعار

غزل شمارهٔ 696–گر همی‌باشم به کنج خانه شیدا می‌شوم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 696

7 اشعار

غزل شمارهٔ 700–من کیم تا رو به آن رخساره زیبا نهم

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 700

8 اشعار

غزل شمارهٔ 731–موسم عید و بهار خرم و شاه جهان

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 731

7 اشعار

غزل شمارهٔ 739–ای ز خورشید رخت تا ماه بعد المشرقین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 739

7 اشعار

غزل شمارهٔ 742–ترک شهر آشوب من زینسان که شد صحرانشین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 742

7 اشعار

غزل شمارهٔ 746–ای ز عشقت صد بلا بر جان غم پرورد من

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 746

7 اشعار

غزل شمارهٔ 758–عاشقان را قوت جان از لعل شکرخند کن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 758

7 اشعار

غزل شمارهٔ 761–با اسیران ای رقیب آغاز بدخویی مکن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 761

7 اشعار

غزل شمارهٔ 767–این منم یارب ز درد عاشقی زار این چنین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 767

7 اشعار

غزل شمارهٔ 768–الله الله کیست مست باده ناز این چنین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 768

7 اشعار

غزل شمارهٔ 771–طره شبرنگ و جعد مشکسای خویش بین

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 771

7 اشعار

غزل شمارهٔ 775–دل به جان درمانده وان جان جهان با دیگران

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 775

7 اشعار

غزل شمارهٔ 778–باز ترکش بسته آن ترک سوار آمد برون

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 778

9 اشعار

غزل شمارهٔ 781–ای فلک تا کی دل و جان خرابی سوختن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 781

7 اشعار

غزل شمارهٔ 782–گرچه تنگ آمد دل از فکر محال انگیختن

جامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ 782

7 اشعار
  1. 1
  2. 2
  3. 3
  4. 4
  5. 5
  6. 6
  7. 7
پچھلا صفحہاگلا صفحہ