باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 3601راه مقصود طی از آبله پا نشود
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3602مانع شور جنون سلسله پا نشود
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3603چهره شوخ به یک رنگ مصور نشود
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3604چون ز خط صفحه رخسار تو ضایع نشود؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3605دل عاشق تهی از اشک دمادم نشود
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3606عشق را پرده ناموس نگهبان نشود
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3607سر آشفته ز دستار بسامان نشود
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3608حسن را حلقه خط مانع رفتن نشود
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3609به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3610مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3611تن حجاب سفر جان هوایی نشود
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3612رتبه زمزمه عشق ندارد زاهد
16 اشعار
غزل شمارهٔ 3613عاشق دلشده هرچند که آواز دهد
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3614دل ما سلطنت فقر به سامان ندهد
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3615حسن از دیدن خود بر سر بیداد آید
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3616بس که در سینه من تیر پی تیر آید
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3617بر سر حرف، گر آن چشم فسون ساز آید
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3618بی خبر از در من یار مگر باز آید
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3619چشم دارم که مه نو سفرم باز آید
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3620چون قلم بر سر غمنامه هجران آید
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3621بوی دل از نفس باد صبا میآید
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3622حسن در پرده نیرنگ چرا می آید؟
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3623به کف شعله اگر نقد شرر میآید
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3624سرخوش از صحبت ارباب هوس می آید
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3625چشم آیینه گر از خواب بهم می آید
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3626از لب خلق دم باد خزان میآید
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3627خانه بر دوش غریبی ز وطن میآید
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3628کلکم از سیر بدخشان سخن می آید
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3629دلبری از خم گیسوی سخن می آید
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3630گر خس و خار ز گرداب برون می آید
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3631ناله ای کز دل بیدرد برون می آید
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3632اگر از سنگ رگ سنگ برون میآید
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3633خط ز خال لب جانانه برون می آید
15 اشعار
غزل شمارهٔ 3634دعوی عشق ز هر بوالهوسی میآید
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3635آب در دیده پیمانه می می آید
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3636چشم پرحرف و لب بوسه ربا می باید
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3637هر طرف لاله رخی هست، نظر می باید
17 اشعار
غزل شمارهٔ 3638سرو بستان حیا غنچه جبین می باید
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3639عاشق آزرده و محزون و غمین می باید
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3640از تماشا دل افسرده ما نگشاید
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3641تا به مژگان نرسد اشک، نظر نگشاید
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3642بس که بیماری عشقم به رگ جان پیچید
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3643شوقم از نامه به وصل تو فزونتر گردید
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3644نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردید
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3645درد می را به من خاک نشین بگذارید
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3646لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3647چه عجب گر ز بهاران به نوایی نرسید
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3648در جهان کس می عشرت نتوانست کشید
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3649تا نهال تو قدر از گلشن تقدیر کشید
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3650از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید
11 اشعار

