Toggle stanza 1
مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
1

مانع گرمروان ساعت سنگین نشود

سیل از کوه گرانسنگ به تمکین نشود

2

جنگ با گردش چرخ قدر انداز خطاست

سپر تیر قضا جبهه پرچین نشود

3

از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان؟

کافرست آن که ترا بیند و بی دین نشود

4

نیست از چین جبین خیره نگاهان را باک

خار از چیدن گل مانع گلچین نشود

5

هست بی صورت اگر مالک صد گنج بود

تا توانگر کسی از چهره زرین نشود

6

چون گل از خنده رنگین نگشاید صائب

دل هرکس تهی از گریه خونین نشود

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور