غزل شمارهٔ 3610
Toggle stanza 1مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
11
مانع گرمروان ساعت سنگین نشود
سیل از کوه گرانسنگ به تمکین نشود
22
جنگ با گردش چرخ قدر انداز خطاست
سپر تیر قضا جبهه پرچین نشود
33
از تماشای تو چون خلق نیارند ایمان؟
کافرست آن که ترا بیند و بی دین نشود
44
نیست از چین جبین خیره نگاهان را باک
خار از چیدن گل مانع گلچین نشود
55
هست بی صورت اگر مالک صد گنج بود
تا توانگر کسی از چهره زرین نشود
66
چون گل از خنده رنگین نگشاید صائب
دل هرکس تهی از گریه خونین نشود
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

