غزل شمارهٔ 3609
شاعر: صائب
Toggle stanza 1به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
11
به سخن دعوی بی اصل مبرهن نشود
حرف کج راست به زور رگ گردن نشود
22
می توان دید ز صد پرده دل روشن را
این چراغی است که پوشیده به دامن نشود
33
نشود رهزن روشن گهران نقش و نگار
آب را سیر چمن مانع رفتن نشود
44
خصمیی نیست ضعیفان جهان را باهم
آتش سنگ خموش از نم آهن نشود
55
از تن زارم اگر رشته سرانجام دهند
مانع روشنی دیده سوزان نشود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

