Toggle stanza 1
لاله از رشک رخت خون جگر می گرید
1

لاله از رشک رخت خون جگر می گرید

آتش از گرمی خوی تو شرر می گرید

2

حلقه زد تا خط شبرنگ به گرد رخ او

هاله چون حلقه ماتم به قمر می گرید

3

سنگ را گریه به جان سختی فرهاد آید

آن نه چشمه است که در کوه و کمر می گرید

4

بر تهیدستی خود پیش در سیرابش

سر به دامان صدف مانده گهر می گرید

5

نیستم شمع که یکرنگ بود گریه من

هر سر مو به تنم رنگ دگر می گرید

6

دیده گریه شناسی اگرت در سر هست

شمع بسیار به درد و به اثر می گرید

7

بنمایید به جز آینه و آب، کسی

که به دنبال سرم روز سفر می گرید

8

بر سر سوختگان گریه گرمی سر کن

شمع در ماتم پروانه شرر می گرید

9

شرمت آید که بری ابر بهاری را نام

گر ببینی تو که صائب چه قدر می گرید

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور