غزل شمارهٔ 3639

Toggle stanza 1
عاشق آزرده و محزون و غمین می باید
1

عاشق آزرده و محزون و غمین می باید

صاحب گنج گهر تلخ جبین می باید

2

خیره چشمان هوس را ادبی در کارست

حسن بی قید ترا چین به جبین می باید

3

همچو خورشید به ذرات جهان گرم درآی

گر ترا روی زمین زیر نگین می باید

4

خشم ماری است که سر کوفته می باید داشت

حرص موری است که در زیر زمین می باید

5

هیچ کس منکر تحت الحنک واعظ نیست

اینقدر هست که چسبانتر ازین می باید

6

پاک کن از سخن پوچ دهان را صائب

لقمه کام صدف در ثمین می باید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور