باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 3451بیخودی بال و پر روح گشودن باشد
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3452زردی روی من از باده کشیدن باشد
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3453داغ هر لاله که بر سینه هامون باشد
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3454چشم بیدار چراغ سر بالین باشد
17 اشعار
غزل شمارهٔ 3455هرکه را چشم بر آن گوشه ابرو باشد
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3456نیستم گل که مرا برگ نثاری باشد
آڈیو
9 اشعارغزل شمارهٔ 3457گرچه آن سرو روان در همه جا می باشد
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3458کی دل سالک سرگشته بجا می باشد؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3459ظاهر و باطن مردان به صفا می باشد
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3460پیچ و خم لازمه رشته جان می باشد
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3461دیده زنده دلان اشک فشان می باشد
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3462شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3463دل سودازدگان گوشه نشین می باشد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3464دل پیران کهنسال غمین می باشد
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3465چهره زرد، مرا ساغر زر می بخشد
17 اشعار
غزل شمارهٔ 3466جذبه ای کو که مرا جانب دلدار کشد؟
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3467دل چسان دست ازان طره طرار کشد؟
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3468چند چون طفل ز انگشت کسی شیر کشد؟
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3469کی ز تن کار دل خسته به آرام کشد؟
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3470هرکه اینجا ز جگر آه ندامت نکشد
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3471سر آزاده ما منت افسر نکشد
18 اشعار
غزل شمارهٔ 3472عاشقان را دم تسلیم نفس می رقصد
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3473تا مرا در نظر آن حسن خداداد آمد
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3474دیگر از پرده برون نغمه طنبور آمد
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3475از قضا چشم سیاه تو به یادم آمد
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3476به لبم بی تو چنان تند نفس می آمد
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3477شوق من قاصد بیدرد کجا می داند؟
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3478دلش از گریه من رنگ نمی گرداند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3479خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3480نه زر و سیم و نه لعل و نه گهر خواهد ماند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3481حسرت عمر، مرا در دل افگار بماند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3482چهره ات شمع فروزان شده را می ماند
17 اشعار
غزل شمارهٔ 3483نه زر و سیم و نه باغ و نه دکان می ماند
16 اشعار
غزل شمارهٔ 3484عارفانی که به تسلیم و رضا ساخته اند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3485در لب یار نهان عیش جهان ساخته اند
15 اشعار
غزل شمارهٔ 3486عاشقان زان لب شیرین به سخن ساخته اند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3487محض حرف است که او را دهنی ساختهاند
13 اشعار
غزل شمارهٔ 3488هر گروهی به دلیل دگر آویخته اند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3489عارفانی که ازین رشته سری یافته اند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3490عاقلانی که ز زنجیر تو سر وا زده اند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3491تا به تعظیم نهال تو ز جا برجستند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3492دردمندان که به ناخن جگر خود خستند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3493بال پرواز خود آن مردم غافل بستند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3494کیستند اهل جهان، بی سر و سامانی چند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3495ما به ساقی و حریفان به شراب افتادند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3496گر به شاهان جهان مسند عزت دادند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3497قسمتی در خور هرکس چو ز اول دادند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3498با لب تشنه جگر سر به سرابم دادند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3499داروی بیهشی از جام صفاتم دادند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3500قدرت حرف گرفتند و زبانم دادند
7 اشعار

