باب
غزلیات
نظمیں
غزل شمارهٔ 3501بی سخن غنچه لبان مست مدامم کردند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3502از لب خشک مهیا لب نانم کردند
19 اشعار
غزل شمارهٔ 3503غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3504سالکانی که قدم در ره جانانه زدند
16 اشعار
غزل شمارهٔ 3505نغمه عشق به گوش من دیوانه زدند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3506تا تو بی پرده شدی لاله رخان خوار شدند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3507اهل معنی به سخن بلبل بستان خودند
آڈیو
13 اشعارغزل شمارهٔ 3508روشنائی که درین دایره صاحب دیدند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3509به کمان پشت و به شمشیر دهن بخشیدند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3510نه همین اهل خرد آینه اسرارند
16 اشعار
غزل شمارهٔ 3511نه غم خار و نه اندیشه خارا دارند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3512همه از تاب کمر در خم ایمان دارند
5 اشعار
غزل شمارهٔ 3513عشرت روی زمین بی سر و پایان دارند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3514شیشه هایی که درستی ز شکستن دارند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3515گوشه گیران که ز ایام کناری دارند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3516حال من از نظر یار نهان می دارند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3517بد درونان که به همواری ظاهر سمرند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3518خاک شو تا ز بهارت به گل تر گیرند
14 اشعار
غزل شمارهٔ 3519مهر را سوختگان بوتهٔ خاری گیرند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3520روشنانی که ز خورشید نظر می گیرند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3521عاشقانی که به تسلیم و رضا می باشند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3522جرم یوسف به چه تقریب عزیزان بخشند؟
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3523ساده لوحان که می از خم به مدارا نوشند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3524غافلان رطل گران را به دو دم می نوشند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3525چون نفس زیر فلک دل به هوس راست کند؟
4 اشعار
غزل شمارهٔ 3526ساقی از جامی اگر خاطر ما شاد کند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3527فتنه را چشم سیه مست تو هشیار کند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3528خط شبرنگ چه با آن رخ پرنور کند؟
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3529چشم خود خواجه اگر سیر به تدبیر کند
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3530هر دلی را که محبت صدف راز کند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3531در صدف چشم محال است گهر باز کند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3532آتش خشم به یاقوت مدارا چه کند؟
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3533داغ با سینه ارباب محبت چه کند؟
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3534دل نازک به زبان بازی مژگان چه کند؟
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3535خرمن صبر به این برق عنانان چه کند؟
12 اشعار
غزل شمارهٔ 3536سالکان را ز جهان عشق تو بیگانه کند
8 اشعار
غزل شمارهٔ 3537رفع دلتنگی من نشأه صهبا نکند
11 اشعار
غزل شمارهٔ 3538مکث لب تشنه دیدار به جنت نکند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3539غم محال است که تدبیر دل من نکند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3540چرخ هرچند دل اهل هنر را شکند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3541دست تاک از اثر نشأه صهباست بلند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3542رتبه خط تو بالغ نظران می دانند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3543یاد رویش نه چراغی است که خاموش کنند
10 اشعار
غزل شمارهٔ 3544درد را سوختگان تو به درمان ندهند
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3545کاهلانی که درین ره به هوس می آیند
7 اشعار
غزل شمارهٔ 3546چه بهشتی است که آن بند قبا بگشایند
16 اشعار
غزل شمارهٔ 3547دانه از سینه خود مرغ نظر می چیند
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3548هرچه دریافت کلیم از نظر بینا بود
9 اشعار
غزل شمارهٔ 3549هرکه خامش شود از حادثه آزاد بود
6 اشعار
غزل شمارهٔ 3550دل اهل نظر آن به که گرفتار بود
7 اشعار

